مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٣٠٢ - ستايش ثروت و جمع بين ستايش و نكوهش آن
شخصى را از قبيل تهيه خوراك و آشپزى، و نظافت خانه، حتى نوشتن كتابى كه احتياج دارد، و هر چه را كه ممكن است ديگرى انجام دهد و منظور شخص تأمين گردد به عهده گيرد. و اگر ديگرى مىتواند انجام دهد، تو خود سرگرم آن كار بشوى، مغبونى، زيرا علم، عمل، فكر و ذكر- آن چه كه ممكن نيست ديگران بجاى تو انجام دهند- بر عهده خود تو است، و هدر دادن وقت در غير اين امور زيانكارى است.
و بدان، مالى كه اضافه بر مقدار مورد نياز باشد، باعث گناهان است، چون خواستههاى نفسانى، انسان را بسوى خود مىكشند، و ناتوانى گاهى بين انسان و گناه حايل مىشود، و از جمله عوامل عصمت قدرت نداشتن بر انجام گناه است، و هر گاه انسان نااميد از انجام نوعى از گناهان باشد انگيزه آن در انسان پيدا نمىشود، اما وقتى كه قدرت انجام گناه را داشته باشد انگيزه پيدا مىشود، و مال دنيا نوعى از قدرت است كه باعث ايجاد انگيزه گناه و ارتكاب كارهاى خلاف مىشود، و اگر هر چه را انسان خواست، انجام دهد به هلاكت مىافتد، و اگر مقاومت كند، دچار ناراحتى مىشود زيرا صبر با قدرت سختتر است، و فتنه خوشى بدتر است از آشوب ناخوشى.
٣- مال دنيا به برخوردارى از نعمتهاى مباح، منتهى مىشود، و اين از كمترين درجات بندگى است، هر گاه ثروتمندى بتواند از نان جو تغذيه كند و لباس خشن بپوشد و غذاهاى لذيذ را ترك كند، همان طورى كه حضرت سليمان در عين قدرت و بهترين حالات خود توانست از رفاه دنيا خوددارى كند، چه او مىدانست كه اينها زودگذرند، نبايد خودش را به اينها عادت دهد، و با رفاه انس بگيرد، و علاقمند شود، و در آن حدّ نماند، و از نعمتى به نعمتى كشيده شود. و اگر زياد انس بگيرد چه بسا از راه كسب حلال نتواند فراهم آورد، در نتيجه گرفتار مال شبههناك گردد، و دچار ريا و دروغ و نفاق و ساير اخلاق پست شود تا بدان وسيله دنياى خود را روبراه كند و برخوردارى از آن برايش ممكن شود،