مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٤٣ - احاديث و مواعظ متفرقه
نعمتهاى الهى كنند تا بيفزايد، و ديگر اينكه اقرار به گناهان كنند تا بيامرزد (١٢٩).» از سخنان آن بزرگوار است: «به خدا سوگند از گناهان رها نمىشود، مگر كسى كه در نزد خدا بدان اعتراف كند (١٣٠).» از سخنان جعفر بن محمّد (ع) است كه رسول خدا ٦ فرمود: «هر كس مرتكب گناهى شود، و خوش و خندان باشد، وارد آتش جهنم خواهد شد، در حالى كه گريان است (١٣١).» از سخنان پيامبر ٦ كه فرمود: «آيا مىخواهيد كه بزرگترين گناهان كبيره را به شما معرّفى كنم؟» سه مرتبه اين سخن را تكرار كرد، راوى مىگويد:
عرض كرديم: آرى يا رسول الله! فرمود: «شريك قائل شدن براى خدا، عاق والدين» سخن به اينجا كه رسيد، تكيه داده بود، نشست، و فرمود: «بدانيد: و سخن نادرست [گواهى ناروا]» پس همواره آن را تكرار مىكرد، به حدى كه ما گفتيم: اى كاش او سكوت مىكرد. (١٣٢) عبد الرحمن بن ابى بكر از پدرش نقل كرده است كه مردى نزد پيامبر ٦ از كسى تعريف كرد، پيامبر ٦ فرمود: «واى بر تو، گردن دوستت را بريدى!» سه بار اين جمله را تكرار كرد، آن گاه فرمود: «هر كس از شما برادرش را بستايد، ناگزير بايد بگويد: من فلانى را چنين گمان مىكنم، و خدا حسابرس اوست، و من كسى را در برابر خدا تزكيه نمىكنم، من چنين و چنان تصوّر مىكنم، اگر خدا اين امر را از وى مىدانسته است (١٣٣).» علىّ بن حكم از كسانى كه اين روايت را به امام صادق (ع) رساندهاند، نقل كرده است كه آن بزرگوار فرمود: «داود پيامبر (ع) عرض كرد: بار خدايا! همنشين و كسى كه در بهشت جايگاهى چون من دارد، بر من بنمايان، پس خداوند تبارك و تعالى به او وحى كرد، كه او، ابو يونس، متّى است» امام (ع) فرمود: «آن گاه حضرت داود از خداوند اجازه ديدار او را خواست، به او اجازه