مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٣٦٩ - نكوهش خودخواهى و تكبر
نشود، مگر اينكه همان قدر، يا كم و بيش از عقلش كاسته شود.
حسن (١٦) گويد: عجب از فرزند آدم است كه هر روز دو بار با دست خود، فضولاتش را مىشويد، با اين حال گردنكشى مىكند و با پروردگار آسمانها در ستيز است، در حالى كه خداوند فرموده است: «و در خودتان، آيا نمىبينيد (١٧)؟» پيامبر ٦ فرمود: خداوند بر آن بندهاى كه از روى تكبّر، دامن كشان راه رود، توجه نمىكند (١٨).
رسول خدا فرمود: در وقتى كه مردى در لباس تكبّر حركت مىكند، و خودبين است، خداوند زمين را باز كرده است و او فرو مىرود به زمين تا روز رستاخيز (١٩).
و نيز فرمود: خداوند به مردى كه دامن كشان و متكبرانه راه مىرود، نظر نمىكند (٢٠).
و باز فرمود: هر كس خودبين باشد و در راه رفتنش متكبّرانه حركت كند، خداوند را ديدار كند در حالى كه بر او خشمگين است (٢١).
جوانى با لباس زيبا بر حسن (٢٢) گذر كرد، او را طلبيد و گفت: فرزند آدم به جوانيش و به حالت خود مغرور است گويا قبر بدنت را فرا گرفته و با عملت، روبرويى! واى بر تو دلت را معالجه كن، زيرا لطف خداوند نسبت به بندگان، آرايش دل آنهاست.
يكى از بزرگان مهلّب (٢٣) را ديد كه جامه خزى بر تن دارد با تكبّر راه مىرود، گفت: بنده خدا اين روش را خدا و پيامبر دوست ندارند. مهلّب گفت: مگر مرا نمىشناسى؟ گفت: چرا مىشناسمت كه آغازت نطفه گنديده و پايانت مردار پليد است! و تو در اين ميان، نجاسات را حمل مىكنى! مهلّب رفت و آن روش راه رفتن را ترك كرد. امّا مجاهد مىگويد: او با همان حالت تكبّر ميان كسانش رفت!