مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٢٤٦ - حسد
حسد
رسول خدا ٦ فرمود: حسد، نيكيها را مىخورد، همان طورى كه آتش هيمهها را از بين مىبرد. (١) انس نقل مىكند كه روزى خدمت پيامبر ٦ بوديم، فرمود: اكنون از اين راه ميانه كوه، مردى كه اهل بهشت است نزد شما مىآيد، ناگاه مردى از انصار پيدا شد كه آب وضو را از محاسن خود پاك مىكرد، و كفشهايش را به دست چپش گرفته بود، سلام داد، فرداى آن شب، دوباره پيامبر ٦ عين همان حرف را تكرار كرد، و باز همان مرد، پيدا شد و روز سوّم نيز، همان سخن را گفت، و همان مرد پيدا شد، وقتى كه پيامبر ٦ از جا، برخاست عبد الله بن عمرو ابن عاص به دنبال آن مرد راه افتاد، و گفت: من با پدرم درگيرى پيدا كردهام و سوگند ياد كردهام تا سه روز نزد او نروم، پس اگر تو مرا نزد خود، جا دهى تا آن سه روز بگذرد، من نزد شما مىمانم؟ آن مرد گفت: مانعى ندارد، سه شب نزد او بسر برد، و نديد كه او بخشى از شب را قيام كند، جز اينكه هر وقت در بستر از پهلويى به پهلويى مىگشت، ذكر خدا را مىگفت، و از جا بلند نشد، تا اينكه براى نماز صبح از جا برخاست، مىگويد: چيزى از او- جز خير نشنيدم، وقتى كه سه روز تمام شد، خواستم عمل او را ناچيز تلقّى كنم، گفتم: بنده خدا ما بين من و پدرم اوقات تلخى و جدايى نبود بلكه من از رسول خدا ٦ شنيدم كه چنين و چنان مىفرمود، خواستم از كار تو اطلاع پيدا كنم و عمل زيادى از تو نديدم، پس