مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ١٨٤ - عوامل حسن خلق
تغيير جهت داده است، همان طورى كه بيمارى دستگاه گوارش باعث بىميلى به خوردن و آشاميدن مىگردد، در صورتى كه اينها وسيله زنده بودنند. پس هر دلى كه به چيزى جز خدا علاقهمند باشد، به هر اندازه كه علاقه باشد به همان اندازه آن دل مريض است، مگر اينكه علاقه به آن چيز در جهت محبّت خدا و دين خدا باشد كه در اين صورت دليل بيمارى دل نيست.
حال كه به طور قطع دانستى كه اين اخلاق نيكو را مىتوان با عادت و تمرين به دست آورد، و تمرين و رياضت هم جز اين نيست كه در آغاز كارهايى را از روى زحمت انجام دهد تا سرانجام عادى و طبيعى گردد.
نمونه اين مطلب، كسى كه قصد دارد نويسنده ماهرى شود، به طورى كه نويسندگى امرى طبيعى و عادى شود راهى ندارد جز اينكه با دست آنچه را كه يك نويسنده ماهر انجام مىدهد، او نيز انجام دهد، و مدتى طولانى بر اين كار- خوش نويسى- مواظبت كند، پس اگر نويسنده خط خوبى نوشت، او هم با زحمت نظير او مىنويسد، و بعد هم مواظبت مىكند تا اينكه به صورت ملكه نفسانى شده و به طور طبيعى خطّ خوب مىنويسد. و همچنين كسى كه مىخواهد فقيه در دين شود، هيچ راهى ندارد جز اينكه كارهايى را كه فقها كردهاند يعنى تكرار مطالب براى خبره شدن، او هم انجام دهد تا اينكه فقاهت بر قلب او جايگزين شود، و او فقيه گردد.
هم چنين كسى كه مايل است، بخشنده، پاكدامن، فروتن و امثال اينها شود، بايد كارهاى اين قبيل افراد را با زحمت انجام دهد تا به صورت عادتى طبيعى درآيد. همان طورى كه يك دانشجوى فقه از اين هدف با تعطيل شدن يك شب نااميد نمىشود، و با تكرار يك شب به هدف نمىرسد، هم چنين كسى كه در صدد تزكيه نفس و آراستن آن به اخلاق حسنه است، با يك روز عبادت كردن به هدف نمىرسد، و با سرزدن معصيتى در يك روز هم نبايد نااميد شود، و اين است مفهوم سخن ما كه (٥) يك گناه كبيره باعث شقاوت ابدى نمىشود. امّا يك