مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ١٨٣ - عوامل حسن خلق
است آن هم براى هدفى كه در نظر دارد، و چيدن ميوه اين حالت نيز براى او مسلّم است، زيرا قمار باز با اينكه مالش را مىبازد و خود را تهى دست مىكند، از قمار بازى لذّتى احساس مىكند، و با اين همه دوست دارد، چون مدّتى دراز با اين وضع انس گرفته، و نفسش را خو داده است، و هم چنين كبوتر باز، تمام روز روى پاهايش مقابل آفتاب مىايستد، و احساس ناراحتى نمىكند، چون از پرندهها و پرواز و حركات آنها لذّت مىبرد، بلكه ولگرد، تبهكارى گاهى ديده شده است كه به رنج و عذاب شلاقى كه زدهاند، و تا پاى دارى كه پيش مىرود، افتخار مىكند، پيروزمندانه تحمّل مىكند تا اين افتخار را براى خود كسب كند! حتى گاهى بعضى از اينها بند از بندش را جدا مىكنند كه آنچه دست به دست كرده است اقرار كند، اقرار نمىكند و تحمل مىكند، و باكى از مجازات ندارد، و به عقيده خودش كه يك نوع مردانگى و شجاعت است، خوشحال هم هست، و حال و احوالش با تمام عبرت آميزيش، باعث چشم روشنى او، و افتخار بر- همكارانش مىباشد تا بتواند بين كوليها و رفتگران اظهار فخر و مباهات كند، همچنين ميان پادشاهان، دانشمندان و همه طبقات و تمام اينها نتيجه عادت و مواظبت بر يك روش مدتى طولانى به طور مداوم است.
پس اگر نفس به وسيله عادت بر باطل لذت مىبرد، و به كار ناپسند و زشت، ميل پيدا مىكند، چگونه ممكن است اگر مدّتى طولانى پايبند حق باشد و بر مواظبت آن مجبور شود، لذّت نبرد؟ بلكه ميل نفس به اين امور ناپسند، غير طبيعى و شبه علاقه است مانند ميل به خوردن گل كه در اثر عادت بعضى از مردم، دچار مىشوند، اما ميل نفس به حكمت و دوستى خدا و شناخت و عبادت او و شناخت پيامبر خدا و امامان (ع) مثل ميل به خوردن و آشاميدن است كه كشش قلبى دارد، زيرا اين امر خداست در صورتى كه ميل بر طبق خواستههاى نفس از ذات انسانى بدور و نسبت به فطرت او عارضى است، براستى خوراك دل، حكمت و معرفت و حبّ خداست، و ليكن از خواست طبيعى به دليل بيمارى كه بر او عارض شده،