مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ١٥٥ - سرزنش ديگران
چه پلكهاى چشم را [در اثر گرفتارى و گريه زياد] زخمى كردى.
يونس بن ميسره مىگويد: ما را چه مىشود كه هر زمانى كه بر ما بيايد از دست آن مىگرييم و هر زمانى كه برود بر آن مىگرييم.
امام حسن (ع) روز عيد فطر جمعى را ديد مىخندند و بازى مىكنند، فرمود: همانا خداوند روزه را ميدان مسابقه براى بندگانش قرار داده است تا در اطاعت او بر يك ديگر سبقت گيريد، و به جان خودم كه اگر پردهها به يكسو روند، هر آينه نيكوكار و بدكار، هر دو در انديشه كار خود بوده، و فرصتى براى نو كردن لباس و يا سرودن شعرى نخواهند داشت. (٨٠) حضرت عيسى (ع) مىفرمايد، از پليدى دنياست كه معصيت خدا در آن صورت مىگيرد، و كسى به آخرت نمىرسد جز با ترك دنيا.
به راهبى گفتند: چگونه خويشتن را از دنيا وارستى؟ گفت: دانستم كه از دنيا ناراضى بيرون خواهم شد، پس خواستم كه خوشحال از آن بيرون روم.
عمر بر رسول خدا ٦ وارد شد در حالى كه پيامبر روى بوريايى نشسته بود كه در پهلوى وى اثر گذاشته بود، عرض كرد: يا رسول اللَّه! خوب بود كه فرش نرمتر از او تهيه مىكرديد، فرمود: «مرا چه كار به دنيا، داستان من با دنيا مانند سوارهاى است كه در روز گرم تابستان راه پيموده است و ساعتى از روز را زير سايه درختى به سر برده و پس از آسايش آنجا را ترك مىگويد.» (٨١) ابن ميّاده مىگويد: نه كالاهاى دنيا و نه سخن آن را، هيچ يك را فراموش نمىكنم، در حالى كه اشكهايى كه از دست دنيا جارى است انبوه سرمههاى چشم را مىزدايد. از اين روز كوتاه بهرهبردارى كن كه تو در گروى ايام ماههايى طولانى هستى! (٨٢) امير المؤمنين (ع) فرمود: «خداوند شما را بيامرزد، بدانيد كه شما در زمانى زندگى مىكنيد كه در آن گوينده حق اندك، و زبان از راستگويى الكن، و طرفدار حق خوار است، مردم آن بر نافرمانى رو آورده و بر ظاهرسازى