مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ١٢٦ - سرزنش ديگران
گرفتارى تو را برطرف سازد، پسر برادرم، چهل سال است كه با يكى از اين دو چشمم، هيچ دشت و بيابانى را نديدهام، و از آن همسرم و هيچ كسى از خانوادهام را مطلع نساختهام.
مردى از تنگدستى شكايت مىكرد، به او گفتند: اى مرد! شكايت كسى را كه به تو رحم مىكند نزد كسى مبر كه به تو رحم نمىكند.
از على (ع) نقل كردهاند كه پيامبر خدا ٦ فرمود: «نخستين كسى كه وارد بهشت مىشود، شهيد است و آن بندهاى است كه خوب عبادت كند پروردگارش را و خلوص داشته باشد.» (٢) از معذور بن سويد نقل كردهاند كه گفت: در ربذه بر ابو ذر- خدايش از او خشنود باد- وارد شدم، ديدم بردى روى دوش دارد كه روى دوش غلامش نيز همانند آن برد است، گفتيم: اگر برد غلامت را نيز به برد خود مىافزودى، پيراهنى براى تو مىشد، و جامه ديگرى بر تن او مىكردى؟ فرمود: از پيامبر خدا ٦ شنيدم كه مىفرمود: زير دستان شما برادران شما هستند، بنا بر اين هر كس كه برادرش زير دست او باشد بايد از آنچه مىخورد به او بخوراند و از آنچه مىپوشد، به او بپوشاند و او را به چيزى كه عاجز است تكليف نكند و اگر چنين تكليفى كرد، پس بايد او را بفروشد. (٣) از ابو مسعود انصارى نقل كردهاند كه گفت: غلامم را داشتم مىزدم، از پشت سرم صدايى را شنيدم كه مىگفت: اى ابو مسعود! بدان كه قدرت خدا نسبت به تو بيش از قدرت تو نسبت به آن غلام است. پس نگاه كردم ديدم پيامبر ٦ است، عرض كردم: يا رسول الله او را در راه خدا آزاد كردم، آنگاه فرمود: اگر اين كار را نكرده بودى، آتش تو را فرا مىگرفت و مىسوزاند. (٤) يكى از بزرگان به شبانى كه برده بود، گذر كرد، از او درخواست فروش گوسفندى را كرد، او جواب داد كه مال من نيست. پرسيد: صاحب گوسفند كجاست؟ او در جواب گفت: خدا كجاست؟ (٥) پس او را خريد و آزاد كرد. غلام