مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ١٠٦ - راستى و صداقت و خشم و غضب براى خدا
گفتيم: چرا سبوس اين آرد جو را نمىگيرى؟ گفت: آيا او غذاى گوارا را بخورد، در صورتى كه وزر و وبال آن بر عهده من بماند؟ امير المؤمنين (ع) از شنيدن سخن فضّه خنديد و فرمود: «من دستور دادهام كه مبادا سبوس جو را بگيرد». عرض كرديم: چرا يا امير المؤمنين؟ فرمود: «اين عمل براى خوار ساختن نفس ورام نمودن آن و براى اين كه مؤمن از من پيروى كند و من با اصحابم همسان باشم بهتر است.» (٢١) مداينى مىگويد: مردم عرب طورى بودند كه غذاهاى رنگارنگ را نمىشناختند. و خوراكشان گوشتى بود كه با آب و نمك مىپختند تا اينكه زمان معاويه فرا رسيد و او غذاهاى رنگارنگ و متنوّع مىخورد، معاويه با وجود غذاهاى رنگارنگ فراوانى كه مىخورد به دليل دعاى پيامبر ٦ (٢٢) هرگز سير نشد تا مرد.
بر عهده صاحب خانه است كه به مهمان دستشويى را نشان دهدو اوقات نماز را به اطّلاع او برساند.
پيامبر ٦ با نمك غذا را شروع و با نمك هم ختم مىكرد، و مىفرمود:
كه شفاى هفتاد درد است. (٢٣) هر كس همّ و غمّش فقط خوردنش باشد، ارزشش نيز به همان مقدار است.
لقمان به پسرش گفت: بهترين غذا را بخور و بر نرمترين بستر بخواب! مقصودش آن بود كه زياد روزه بدار و نماز طولانى بخوان تا غذا گوارا و بستر نرم و خوشآيند باشد.
امير المؤمنين (ع) فرمود: «اگر تمام دوستانم براى تناول مقدار ده سير خوراكى در كنار من جمع شوند براى من دوستداشتنىتر از آزاد ساختن يك برده مىباشد.» (٢٤) پيامبر ٦ فرمود: «هر كس برادر مسلمانش را آنقدر غذا دهد كه سير شود و آنقدر آب دهد كه سيراب سازد، خداوند او را- به مقدار هفت خندق كه