إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٦٢ - باب پنجم ترك دنيا
از حضرت يحيى ٧ كه براى او هفت سال بود كودكى باو گفت:
با ما بيا تا بازى كنيم سپس حضرت يحيى فرمود: ما براى بازى آفريده نشدهايم.
و حضرت امير المؤمنين ٧ در تفسير گفته خداى تعالى: وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا[١] فرموده است كه فراموش مكن تندرستى، نيرو، جوانى، بىنيازى، آمادگى خود را فراموش مكن كه بفكر آخرت باشى و آن سراى را طلب كنى، گروه ديگرى گفته كه آن بهره كفن است از تمام آن چه كه دارى فراموش نكنى كه همان كفن است بهره تو از تمام دنيا.
و حضرت على بن الحسين ٧ فرموده: بزرگترين افراد مردم از نظر مرتبه و ارزش انسانيست كه باكش نباشد دنيا در دست كيست و نيز محمّد حنيفه گفته است هر كس كه نفسش در نظرش بزرگ باشد دنيا در پيش او پست خواهد شد.
رسول خدا فرمود: نمىافزايد گذشت زمان مگر سختى و ناراحتى و عمر جز كمى و كاستى و روزى جز كمى و دانش مگر رفتن و آفريده شدن مگر ناتوانى و دنيا مگر پشت كردن و مردم مگر بخالت و ساعت مگر نزديكى قيامت را بپاشود براى مردمان بد.
و نيز فرموده است: گنجى كه قرآن در داستان موسى و خضر اشاره ميفرمايد لوحى بود كه اين كلمات بر آن نوشته شده بود:
شگفتا بر كسى كه يقين بمرگ دارد چگونه مى خندد؟ شگفتا كسى
[١] و فراموش مكن بهره خويش را از دنيا سوره قصص ٧٧.