إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٨٤ - باب چهل و نهم - ستايش ادب
نسبت بخدا او را ستود و آزمايش كرد.
پس ادب بخدا اقتداء و پيروى از آداب خدا و نبى اكرم و اهل بيت پاكش : است و آن عمل كردن بطاعت خدا و ستايش خدا در سختيها و راحتىها و شكيبائى در بلاهاست و بدين جهت ايوب پيغمبر بدرگاه خدا ناليد و گفت: «أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ»[١] پروردگارا سختى بمن رو آورد ولى تو رحمكنندهاى درين جا از دو جهت ايوب با ادب سخن گفت يكى اينكه نگفت تو بمن سختى رساندهاى جهت ديگر نگفت بمن رحم كن بلكه گفت تو «أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ» هستى ايوب چنين كرد تا مقام صبر و شكيبائى خود را نگهدارى كند.
و نيز چنين گفته است ابراهيم خليل «وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ»[٢] و هر گاه رنجور و بيمار شوم او مرا شفا بخشد نگفت هر گاه خدا مرا مريض كند از جهت حفظ ادب و در جاى ديگر ايوب گفته است: «أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ»[٣] شيطان مرا برنج و عذاب افكند اشاره كرد باينكه شيطان او را گرفتار كرد و مردم را فريب ميدهد و آزار ميرساند و تمام اين گفتار از انبيا ادب است نسبت با خدا در وقت سخن گفتن با او و گروهى از بندگان كوتهفكر بخدا نسبت دروغ دادهاند و زشتىها را از طرف خدا دانسته پدران و مادران بىادب خود را برى از تمام زشتىها دانستهاند.
گفتهاند تمام آنچه كه در عالم و جهان هستى ميباشد از كفر
[١] انبيا ٨٢.
[٢] شعراء ٨١.
[٣] ص ٤١.