إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣١٩ - باب چهل و دوم - ستايش خوش خوئى
معارضى ندارد اگر معارضى پيدا شد پس آن معارض وسوسهى نفس است.
و همچنين در قرآن كريم آمده «أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ»[١] آيا كسى كه مرده بوده سپس او را زنده كرديم و برايش نورى قرار داديم كه در ميان مردم راه رود كه مراد مرده ذهنى است پس خدا او را بنور ايمان و روشن بينى زنده كرده.
و نيز در بيان خداى تعالى آمده: «كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها»[٢] منظورش كافر است كه در تاريكى كفر است و نه نورى براى او و نه فراستى و نه وسيلهاى كه به آن وسيله براى تاريكى نفسش طلب روشنى كند پس اندرز بگيريد اى صاحبان خرد و عقل.
باب چهل و دوم- ستايش خوش خوئى
خداى تعالى به پيامبرش ميفرمايد: «إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ»[٣] تو بر خوى بزرگى باشى، پيامبر را اين ستايش كه خدا ميفرمايد كافى است گفته شده كه سبب نزول اين آيه اين است كه پيامبر بردى بحرانى با حاشيه پوشيده بود در حالتى كه راه ميرفت عربى از پشت سر آن را گرفت و بشدت كشيد بطورى كه برد بگردن آن حضرت
[١] انعام ١٢٢.
[٢] انعام ١٢٢.
[٣] قلم ٤.