إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٥١ - باب بيست و هفتم - خاموشى و سكوت
سخن چينى و حرفهاى بيهوده نگهدارى و زبانت را سرگرم بذكر كنى يا مشغول آموزش باشى زيرا كه تعليم و آموزش هم ذكر خداست.
همانا عمر سرمايه بزرگ تجارت است هر نفسى از آن گوهرى است گرانبها پس هر گاه از ياد خدا غافل شد و زبانش را سرگرم لغو و بيهوده كرد مانند كسى خواهد بود كه درّ گرانبها را مىبيند اراده ميكند بردارد سپس بجاى درّ كلوخى را بر ميدارد.
زيرا كه انسان هر گاه فرشتهى مرگ را آمادهى گرفتن جانش ديد اگر از او تقاضاى تاخير كند كه يك ساعت يا يك نفس او را مهلت دهد كه لا اله الا اللَّه در آن يك نفس بگويد و تمام دنيا را در برابر يك نفس مهلت باو به بخشد فرشتهى مرگ نمىپذيرد و چقدر ازين ساعتهاى عمر بيهوده تلف شد اين خود زيانيست بزرگ.
و مؤمن همان كسى است كه سخنش ذكر است و سكوتش انديشه است و نگاهش عبرت است و حضرت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله بابى ذر فرمود: آيا ترا عمل و كردارى نياموزم كه بر زبان آسان و در ميزان سنگين باشد عرضكرد بلى اى رسول خدا بياموز مرا حضرت فرمود: آن عمل سكوت و خوش خلقى و ترك نمودن حرفهاى بىفايده است.
و روايت شده لقمان داود را ديد كه زره ميسازد لقمان خواست بپرسد كه چه درست مىكنى ساكت شد و نپرسيد پس از آنكه داود زره ساخت و بر تن پوشيد لقمان بدون پرسيدن فهميد كه داود چه درست ميكند.
و گفته است هر كس كه كلامش زياد باشد لغزشش فراوانست