إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٣١ - باب بيست و سوم - گريهى از ترس خدا
كسى را كه قلبش او را بيخبر از ياد ما كرده و از هواى نفسش پيروى ميكند و كار او تباه است و خداى تعالى ميفرمايد: «فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ»[١] پس دورى كن از كسى كه از ياد خدا دورى ميكند و هدفى جز زندگى دنيا ندارد منتهاى آرزويشان از دانش همين است و بس باين آيات ما مأمورشدهايم كه هميشه بياد خدا باشيم
باب بيست و سوم- گريهى از ترس خدا
از حضرت ابى عبد اللَّه روايت شده خدا بحضرت عيسى وحى فرستاد كه اى عيسى از ترس من گريه كن دل خود را خاشع بدنت را خاضع گردان و ديدگانت را سرمه حزن و اندوه بكش در آن هنگام كه مردمان بيخبر خنده ميكنند بر فراز قبرستان بايست و مردگان را با صداى بلند بگو كه منهم بشما ملحق ميشوم شايد از آنان پند بگيرى و حضرت على ٧ فرموده است كه گريهكنندگان پنج نفرند آدم و يعقوب و يوسف و يحيى و فاطمه.
اما آدم از فراق و هجران بهشت آنقدر گريه كرد كه اشكش جارى شد، يعقوب آنقدر گريه كرد كه ديدگانش در هجران يوسف سفيد شد و يوسف آنقدر در فراق يعقوب گريه كرد كه اهل زندان را ناراحت كرد بطورى كه گفتند يا شب گريه كن يا روز فاطمه آنقدر از فراق رسول خدا گريه كرد كه مردم مدينه ناراحت شدند بسوى
[١] نجم ٣٠.