إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٥٩ - باب چهاردهم - مؤمن هنگام مردن
٢- پس نه دنيا براى زندگانى باقى است و نه زندگانى در دنيا باقى مىماند.
بعضى گفتهاند كه محلهى مردگان رساترين پند و اندرزهاست پس زيارت كنيد قبرها را و براى روز قيامت عبرت بگيريد و روايت شده كه بعضى از بزرگان شبها داخل مقبرهاى ميشد و فرياد ميزد و ميگفت اى اهل گورستان شما چكارهايد؟ بعد خودش جواب خودش را ميداد و ميگفت مائيم پدران و مادران و برادران و خواهران، مائيم دوستان، همسايگان، از رفيقان و برادران، مائيم دوستان كه طعمهى بلاها شديم و زير خاكها پنهان گشتيم بعضى چنين سرودهاند.
|
«خمدوا و ليس يجاب من ناداهم |
موتى و كيف اجابة الاموات» (١) |
|
١- مردگان خاموشند و پاسخ نميدهند كسى را كه آنان را صدا زند چطور مىشود كه مرده جواب بدهد.
براء بن عازب گفته است كه در آن ميان كه با رسول خدا بودم ناگاه حضرت جنازهاى را ديد كه دفن ميكنند حضرت با سرعت بسوى آن جنازه رفتند تا اينكه در مقابل آن جنازه ايستاد، بعد گريه كرد بطورى كه جامهاش تر شد بعد متوجه ما شد و فرمود: اى برادرانم:
«لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ الْعامِلُونَ»[١] براى چنين جايى عمل كنند نيكوكاران ازين مكان بترسيد و برايش كردار نيك انجام دهيد.
و مردى بپادشاهى نوشت او را پند ميداد كه اى پادشاه برعيت
[١] صافات ٥٩.