جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٢١ - غزل ٤٠٦ خيز تا خرقه صوفى به خرابات بريم
و نه تنها خود و زاهد و پير مناجات را بايد راهنما به خرابات شد، بلكه بايد اهل كرامات را هم توجّه داد، تا بدانند كرامت هم، در نوشيدن مى مراقبه و ذكر و ياد دوست است.
|
حافظ! آب رُخ خود بر در هر سفله مريز |
حاجت آن بِهْ، كه بَرِقاضى حاجات بريم |
|
كنايه از اينكه: «أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ؟!»[١]: (آيا خداوند براى بندهاش كافى نيست؟!- اشاره بر اينكه: حقّ مى فرمايد:
٢٨٦٣
«يا مُوسى! سَلْنى كُلَّما تَحْتاجُ إلَيْهِ، حَتّى عَلَفَ شاتِكَ وَمِلْحَ عَجينِكَ.»
[٢]: (اى موسى، به هر چيز كه نيازمندى، حتى علف گوسفند و نمك خميرت را از من درخواست بنما.- اينكه:
٢٨٦٤
«مَنْ كانَتْ لَهُ إلَى اللِّئامِ حاجَةٌ، فَقَدْ خَذَلَ.»
[٣]: (هركس به لئيمان و فرومايگان اظهار نياز كند، خوار مى گردد.).
[١]- زمر: ٣٦.
[٢] - بحار الانوار، ج ٩٣، ص ٣٠٣، از روايت ٣٩.
[٣] - غرر و درر موضوعى، باب الحاجة والاحتياج، ص ٨٦.