جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٧٣ - غزل ٣٦٩ اى پيك پى خجسته چه نامى فديت لك!
|
آن سيه چَرده كه شيرينىِ عالَم با اوست |
چشم ميگون، لبِ خندان، دلِ خرّم با اوست |
|
|
گرچه شيرين دهنان پادشهانند، ولى |
آن سليمانِ زمان است كه خاتم با اوست[١] |
|
|
خوبان سزد كه بر درت آيند جملگى |
و آنگاه، خاكِ پاىِ تو بوسند يك به يك |
|
|
هم ظاهر از دو چشم تو در ديده مردمى |
هم روشن از دو لعل تو در ديده مردمك |
|
تو- اى رسول گرامى!- در خوبى آنچنانى كه بايد همه خوبان و انبياء و اولياء : سر به آستانه تو سايند و بوسه به خاك پاى تو زنند؛ كه:
٢٦٣٩
«إتَّقُوا اللَّهَ وعَظِّمُوا اللَّهَ، وعَظّمُوا رَسُولَهُ، وَلا تُفَضِّلُوا عَلى رَسُولِ اللَّهِ ٦ أَحَداً؛ فَإِنَّ اللَّهَ تَباركَ وَتَعالى قَدْ فَضَّلَهُ ...»
[٢]: (خدا را نگاه داشته و او را بزرگ شمرده و فرستادهاش را تعظيم كنيد و هيچ كس را بر رسول خدا ٦ برترى ندهيد؛ كه خداوند- تبارك و تعالى- او را برترى داده است ...- همچنين:
«يا مُفَضَّلُ! أَما عَلِمْتَ أَنَّ اللَّهَ تَبارَكَ وَتَعالى بَعَثَ رَسُولَ اللَّهِ ٦ وَهُوَ رُوحٌ إلى الأَنْبِياء : وَهُمْ أَرْواحٌ قَبْلَ خَلْقِ الخَلْقِ بِأَلْفَىْ عامٍ قُلْتُ: بَلى، قالَ: أَما عَلِمْتَ أَنَّهُ دَعاهُمْ إلى تَوْحيدِ اللَّهِ وَطاعَتِهِ وَاتّباعِ أَمْرِهِ، وَوَعَدَهُمُ الْجَنَّةَ عَلى ذلِكَ وَأَوْعَد مَنْ خالَفَ ما أَجابُوا إلَيْهِ وَأنْكَرَهُ النّارَ. فَقُلْتُ: بَلى ...»
[٣]: (اى مفضّل! آيا نمى دانى كه خداوند- تبارك و تعالى- دو هزار سال پيش از اينكه مخلوقات را بيافريند، رسول خدا ٦ را در حالى كه روح [تمثل] بود. بر پيامبران : در حالى كه روح [تمثل] بودند برانگيخت. [مفضل مى گويد:] عرض كردم: بلى. حضرت فرمود: آيا نمىدانى كه آن بزرگوار ايشان را به يگانگى و اطاعت خدا و پيروى از دستوراتش دعوت نمود، و آنان را بر اين امر نويد بهشت داد و بر هركس كه با آنچه ايشان پذيرفتند، مخالفت نموده و انكار كرد، وعده آتش داد. [مفضّل مى گويد:] عرض كردم: بلى ...).
[١]- ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٣١، ص ٥٨.
[٢] - بحارالانوار، ج ١٦، ص ٣٦٧، روايت ٧٥.
[٣] - بحارالانوار، ج ١٥، ص ١٤، روايت ١٧.