جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٣٥ - غزل ٣٧٩ هركس كه ندارد به جهان مهر تو در دل
گويا خواجه اين غزل را در مدح مولاى متّقيان علىّ ٧ سروده، و ممكن است در تمجيد حضرت حقّ فرموده باشد. مىگويد:
|
هركس كه ندارد به جهان مهر تو در دل |
حقّا كه بود طاعت او، ضايع و باطل |
|
اى سرور اولياء ٧! اين محبّت توست كه سبب قبولى طاعات است. دل آن كس كه از ولايت و محبّتت تهى گشت، چه طاعت و عملى مى تواند داشته باشد، تنها عبادات او مشقّتى است كه بر خود نهاده؛ كه:
٢٣٨٣
«إنَّ وِلايَةَ عَلِىٍّ حَسَنَةٌ لا تَضُرُّ مَعَها شَىْ ءٌ مِنَ السَّيِّئآتِ وَإنْ جَلَّتْ، إلّاما يُصيبَ أهْلَها مِنَ التَّطْهيرِ مِنْها بِمِحَنِ الدُّنْيا وَبِبَعْضِ العَذابِ فىِ الآخِرَةِ، إلى أنْ يَنْجُوا مِنْها بِشَفاعَةِ مَواليهِمُ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ، وَإنَّ وِلايَةَ أضْدادِ عَلِىٍّ وَمُخالَفَةَ عَلِىٍّ ٧ سَيِّئَةٌ لا تَنْفَعُ مَعَها شَىْ ءٌ إلّاما يَنْفَعُهُمْ بِطاعاتِهِمْ فىِ الدُّنْيا بِالنِّعَمِ وَالصِّحَّةِ وَالسَّعَةِ فَيَرِدُوا الآخِرَةَ وَلا يَكُونُ لَهُمْ إلّادآئِمُ العَذابِ.»
[١]: (براستى كه ولايت و دوستى واقعى علىّ ٧ حسنه اى است كه با وجود آن هيچ كدام از گناهان هر چند بزرگ باشد، ضرر نمى رساند، مگر تطهير و پاك نمودن از آنها به گرفتاريهاى دنيا و به بعض عذاب آخرت كه به صاحبان آن گناهان و بديها مى رسد. تا اينكه به واسطه شفاعت سروران پاك و پاكيزهشان از آنها رهايى يابند. و براستى كه ولايت و دوستى مخالفان علىّ و مخالفت با علىّ ٧ گناهى است كه با وجود آن هيچ چيزى نفع نمى بخشد، جز نفعى كه به واسطه عبادتهايشان در دنيا از نعمتها و.
[١]- بحار الانوار، ج ٨، ص ٣٥٢، روايت ٢.