جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٦٨ - غزل ٣٨٤ بارها گفتهام و بار دگر مى گويم
اى دوستان هم طريق! اگر ملاحظه مى كنيد من پرده از اسرار ناگفتنى بر مى دارم، مرا بدان مگيريد؛ زيرا خويشتن گم كرده و حيرت زده دوست را، نتوان مؤاخذه به گفتارش نمود؛ كه چرا چنين گفتى و چنان كردى. وى مى خواهد گوهرى كه يافته است به بازار آرد و به خريدارش ارائه دهد؛ كه: «وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ، فَحَدِّثْ»[١]: (وامّا نعمت پروردگارت را باز گوى.- نيز:
٢٧٢٩
«أوْلَى النّاسِ بِالإنْعامِ، مَنْ كَثُرَتْ نِعَمُ اللَّهِ عَلَيْهِ.»
[٢]: (سزاوارترين مردم به بخشش، كسى است كه نعمتهاى خدا بر او بيشتر باشد.) و همچنين:
٢٧٣٠
«لا تَضَعْ نِعْمَةً مِنْ نِعَمِ اللَّهِ سُبْحانَهُ عِنْدَكَ، وَلْيُرَ عَلَيْكَ أثَرُ ما أنْعَمَ اللَّهُ بِهِ عَلَيْكَ.»
[٣]: (هيچ نعمت از نعمتهاى خداوند سبحان در نزد خويش را وامگذار [و آن را بكار گير]، و بايد اثر آنچه خداوند به تو عنايت فرموده نمايان و آشكار باشد.)
|
گرچه با دَلْقِ مُلَمَّعْ، مِىِ گلگون عيب است |
مكنم عيب، كز او رنگ ريا مى شويم |
|
اى دوستان! مرا عيب مكنيد چرا با دلق وصله بر وصله و لباس بشريّت و يا زهدى كه به تعلقات و شرك خفى و جلى انباشتهاى، به ذكر و مراقبه و توجّه به دوست اشتغال دارى؛ كه:
٢٧٣١
«ذِكْرُ اللَّهِ تُسْتَنْجَحُ بِهِ الامُورُ، وَتَسْتَنيرُ بِهِ السَّرآئِرُ.»
[٤]: (به ذكر و ياد خدا، كارها به انجام رسيده، و دلها روشن مى گردد.- نيز:
٢٧٣٢
ذِكْرُ اللَّهِ دَوآءُ أعْلالِ النُّفُوسِ.»
[٥]: (ياد خدا، داروى دردهاى نفوس مى باشد.- همچنين:
٢٧٣٣
«مَنْ عَمَّرَ قَلْبَهُ بِدَوامِ الذِّكْرِ، حَسُنَتْ أفْعالُهُ فِى السرِّ وَالجَهْرِ.»
[٦]: (هركس قلبش را با دوام ذكر آباد گرداند، كارهايش در پنهان و آشكار نيكو مى گردد.).
[١]- ضحى: ١١.
[٢] - غرر و درر موضوعى، باب النّعمة، ص ٣٨٦.
[٣] - غرر و درر موضوعى، باب النعمة، ص ٣٨٧.
[٤] ( ٤، ٥) غرر و درر موضوعى، باب ذكر اللَّه، ص ١٢٤.
[٥] ( ٤، ٥) غرر و درر موضوعى، باب ذكر اللَّه، ص ١٢٤.
[٦] - غرر و درر موضوعى، باب ذكر اللَّه، ص ١٢٥.