جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٤٤ - غزل ٣٨٠ به سحر چشم تواى لعبت خجسته خصال
نيز:
٢٧٠١
«أللّهُمَّ! قَرِّبْنى فيهِ إلى مَرْضاتِكَ.»
[١]: (بار خدايا! مرا در اين روز، به رضا و خشنوديت نزديك گردان.- همچنين:
٢٧٠٢
«أللّهُمَّ! ... خُذْ بِناصِيَتى إلى مَرْضاتِكَ الجامِعَةِ.»
[٢]: (بار خدايا! ... [در اين روز] پيشانى و تمام وجود مرا بگير و به سوى خشنودى جامعت بكش.) و يا:
٢٧٠٣
«شُغِلَ مَنْ كانَتِ النَّجاةُ وَمَرْضاةُ اللَّهِ مَرامَهُ.»
[٣]: (كسى كه مقصدش نجات و خشنودى خدا باشد، به آن مشغول گشته و از غير آن باز مى ماند.- نيز:
٢٧٠٤
«رِضَى اللَّهِ سُبْحانَهُ أقْرَبُ غايَةٍ تُدْرَكُ.»
[٤]: (خشنودى خداوند سبحان، نزديكترين غايتى است كه بدان مى توان رسيد.- يا:
٢٧٠٥
«نِعْمَ قَرينُ الإيمانِ، ألرِّضا!»
[٥]: (خشنودى و رضا، چه خوب همراهى است براى ايمان!).
[١]- اقبال الاعمال، ص ١٢٠.
[٢] - اقبال الاعمال، ص ١٣٦.
[٣] ( ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب الرّضا، ص ١٣٨.
[٤] ( ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب الرّضا، ص ١٣٨.
[٥] - غرر و درر موضوعى، باب الرّضا، ص ١٣٩.