جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٣٩ - غزل ٣٩٤ بى تواى سرو روان با گل و گلشن چه كنم
گردد.)؛ لذا مى گويد:
|
برق غيرت چو چنين مى جهد ازمكمن غيب |
تو بفرماكه من سوخته خرمن چه كنم؟ |
|
حال كه برق غيرتِ «هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ، وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ»[١]: (و اوست كه بر بندگانش چيره است، و اوست حكيم آگاه.- نيز: «لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ؟ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ»[٢]: (سلطنت و پادشاهى از آنِ كيست؟ از آن خداوند يكتاى قهّار و چيره.) اراده كرده كه خرمن هستى مرا بسوزد و فعل و صفت و اسم و ذات براى من نگذارد، تو اى زاهد! در باره چون منى چه قضاوت مى كنى؟ مىگويى باز هم مشرك بمانم و به عبادات قشرى براى رسيدن به نعمتهاى بهشتى كار كنم. او خود مى گويد: «وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً»[٣]: (خدا را بپرستيد، و چيزى را شريك او قرار ندهيد.- نيز: «أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ، فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ، فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً، وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً»[٤]: (تنها معبودتان، معبود يگانه است، پس هركس به لقاى پروردگارش اميد دارد، بايد عملى شايسته انجام داده، و هيچ كس را در عبادت پروردگارش شريك نكند.)
|
مددى گربه چراغى نكند آتشطور |
چاره تيره شبِ وادى ايمن چه كنم؟ |
|
خواجه در اين بيت اشاره به جريان[٥] حضرت موسى ٧ كرده و مى خواهد با اين بيان تقاضاى ديدار كند و بگويد: اگر خورشيد جمال دوست مرا به خويش.
[١]- انعام: ١٨.
[٢] - غافر: ١٦.
[٣] - نساء: ٣٦.
[٤] - كهف: ١١٠.
[٥] - در آياتى از سوره طه، ٩ الى ١٣- و نمل، ٧ الى ٩- و قصص، ٢٩ و ٣٠- قرآن شريف يادى از آن جريان نموده، در غزل ٢٤٣، ص ١٩٨، ذيل بيت: ز آتش وادى ايمن نه منم خرّم و بس- موسى اينجا به اميد قبسى ميآيد، بيان مفصّلى داشتيم ملاحظه شود.