جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣١٨ - غزل ٤٠٦ خيز تا خرقه صوفى به خرابات بريم
لِنَفْسِكَ فيما بَيْنَكَ وَبَيْنَ اللَّهِ سُبْحانَهُ أفْضَلَ المَواقيتِ وَالأقْسامِ.»
[١]: (ميان خود و خداى سبحان بهترين و با فضيلتترين اوقات و بخشهاى [عمرت] را براى خود قرار بده.).
و به گفته خواجه در جايى:
|
وقت را غنيمت دان، آن قدر كه بتوانى |
حاصل از حيات اى جان! يك دم است تا دانى |
|
|
كامْ بخشىِ دوران، عمر در عوض خواهد |
جهد كن كه از عشرت، كام خويش بستانى[٢] |
|
|
سوى رندان قلندر، به رَهْ آوَرْدِ سفر |
دَلْقِ شطّاحى و سجّاده طامات بريم |
|
چون دوست به عنايات خويش برگزيدمان، و از شراب تجلّيات و ذكر و مراقبه خود بهرهمند ساخت، و ايّام بهره مندى از ذكر و مراقبه محبوب فرا رسيد، سزاوار است چنانچه به نزد بزرگان و اساتيد و رندان قلندر سفر كرديم، سوغات و رَهْ آوَرْدِ سفر خويش را دلق شطحيّات و سجادّه لاف و گزافهاى خويش قرار دهيم و در نزد ايشان نهيم، و اظهار داريم كه: گذشتن از آنها، نتائج سلوك ما گرديد.
|
با تو آن عهد، كه در وادى ايمن بستيم |
همچو موسى ارِنى گوىْ، به ميقات بريم |
|
كنايه از اينكه: اى دوست! عهدى كه در ازل با تو داشتيم كه بندگى جز تو نكنيم؛ كه: «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ! أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ، إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ، وَ أَنِ اعْبُدُونِي، هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ»[٣]: (اى فرزندان آدم! آيا با شما پيمان نبستم كه شيطان را بندگى نكنيد، كه او دشمن آشكار شماست، و مرا بپرستيد، كه اين راه راست و صراط مستقيم.
[١]- غرر و درر موضوعى، باب المواقيت، ص ٤١١.
[٢] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٥٩٣، ص ٤٢٤.
[٣] - يس: ٦٠- ٦١.