جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣١٩ - غزل ٤٠٦ خيز تا خرقه صوفى به خرابات بريم
مىباشد.)، در اين عالم هم به آن وفا خواهيم نمود، تا در صراط مستقيم قرار گرفته، و چون موسى ٧ «أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ»[١]: (خود را بنمايان تا به سوى تو بنگرم.) گوى، به ميقات ديدارت مشرّف شده، و بهرهمند از مشاهدات جمالت گرديم.
|
فتنه مى بارد از اين طاقِ مُقَرْنَسْ برخيز |
كه به ميخانه پناه از همه آفات بريم |
|
اى همسفران عالم قدس! در زير اين آسمان و فلك دوّار و جهان خاكى، جز فتنه و فساد برخاسته نمى شود؛ كه: «أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها، وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ؟»[٢]: (آيا كسى را در زمين قرار مى دهى كه تباهى و فساد نموده و خونها بريزد؟) خوب است برخيزيم و پناهنده به ميخانه شويم، و از شراب ذكر و تجلّيات و مشاهدات دوست بهرهمند گرديم، تا از آفات و تعلّقات اين طاق مقرنس و گنبد مينايى عالم طبيعت برهيم؛ كه:
٢٨٦٠
«ذِكْرُ اللَّهِ دَوآءُ أعْلالِ النُّفُوسِ.»
[٣]: (ياد خدا، داروى دردهاى جانهاست.- نيز:
٣٠٩١
«ذِكْر اللَّهِ طارِدُ اللَّأْوآءِ وَالبُؤْسِ.»
[٤]: (ياد خدا دور كننده سختى و غم و اندوه مى باشد.).
١١
|
در بيابانِ فنا گم شدن آخر تاچند؟ |
ره بپرسيم، مگر پى به مهمّات بريم |
|
تا كى زير اين آسمان مقرنس و عالم فانى، غفلت و از مقصد دور ماندن؟ كه:
٢٨٦٢
«يا هِشامُ! إنَّ لُقْمانَ قالَ لِابْنِهِ ... إنَّ ألدُّنْيا بَحْرٌ عَميقٌ قَدْ غَرِقَ فيهِ عالَمٌ كَثيرٌ، فَلْتَكُنْ سَفينَتُكَ فيها تَقْوَى اللَّهِ، وَجِسْرُها الإيمانَ، وَشِراعُهَا التَّوَكُّلَ، وَقَيِّمُهَا العَقْلَ، وَدليلُها العِلْمَ، وَسُكّانُها الصَّبْرَ.»
[٥]: (دنيا، درياى ژرفى است كه مردمان بسيارى در آن غرق گشتهاند؛ بنابراين، كشتى تو در آن تقواى خدا باشد كه لنگرش ايمان، و بادبانش توكّل، و كشتيبانش عقل، و راهنمايش.
[١]- اعراف: ١٤٣.
[٢] - بقره: ٣٠.
[٣] ( ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب ذكر اللَّه، ص ١٢٤.
[٤] ( ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب ذكر اللَّه، ص ١٢٤.
[٥] - بحار الانوار، ج ١، ص ١٣٦.