جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٣٥ - غزل ٤٠٨ در خرابات مغان نور خدا مى بينم
اين بيت اشاره به توحيد افعالى است كه در بيت چهارم بيان فرموده بخواهد بگويد: محبوبا! هر نعمت معنوى كه به من مى رسد، از توست؛ كه:
٢٨٧٧
«وَ إنْ أعُدَّ نِعَمَكَ وَمِنَنَكَ وَكَرآئِمَ مِنَحِكَ، لا احْصيها، يا مَوْلاى! أنْتَ الَّذى أنْعَمْتَ، أنْتَ الَّذى أحْسَنْتَ، أنْتَ الَّذى أجْمَلْتَ، ... أنْتَ الَّذى هَدَيْتَ ... أنْتَ الَّذى أكْرَمْتَ. تَبارَكْتَ رَبَّنا! [رَبّى!] وَتَعالَيْتَ! فَلَكَ الحَمْدُ دآئِماً، وَلَكَ الشُّكْرُ واجِباً [واصِباً].»
[١]: (و اگر بخواهم نعمتها و منّتها و بخششهاى گرامى تو را بشمار در آورم، نمىتوانم. اى سرور من! تويى كه نعمت بخشيدى، تويى كه احسان نمودى، تويى كه با من رفتار نيك نمودى، ... تويى كه هدايت فرمودى ... تويى كه گراميم داشتى. تو بزرگ و برترى اى پروردگار ما! [اى پروردگار من!] از اين روى حمد و سپاس هميشه مخصوص توست، و شكر واجب و لازم [ثابت] از آن توست.)
|
نيست در دايره، يك نقطه خلاف از كم وبيش |
كه من اين مسئله، بى چون و چرا مى بينم |
|
آرى، امور عالم در مقايسه با يكديگر و با ديده احولى و دو بينى، خوب و بد، زشت و زيبا ديده مى شود؛ ولى اگر به نظر توحيدى و حقيقت بين بنگريم، خواهيم ديد كه هر چيزى به جاى خويش نيكوست.
خواجه هم مى خواهد بگويد: من چون با ديده واقع بينى مى نگرم، هيچ خلافى از كم و بيش نمى بينم؛ كه: «ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما، إِلَّا بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّى»[٢]: (خداوند، آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است را جز به حق و براى زمان معيّنى نيافريده است.- همچنين: «خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ، وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ»[٣]: (آسمانها و زمين را بحقّ آفريد و شما را صورتگرى نموده و صورتهايتان را.
[١]- اقبال الاعمال، ص ٣٤٤.
[٢] - روم: ٨.
[٣] - تغابن: ٣.