جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٣١ - غزل ٤٠٨ در خرابات مغان نور خدا مى بينم
وَ الْآصالِ»[١]: (و تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند، خواسته و ناخواسته، و همچنين سايه هايشان هر صبح و عصر براى خدا سجده مى كنند.- همچنين:
٢٨٦٧
«وأنْتَ الَّذى لاإله غَيْرُكَ، تَعَرَّفْتَ لِكُلِّ شَىْءٍ، فَما جَهِلَكَ شَىْ ءٌ، وَأنْتَ الَّذى تَعَرَّفْتَ إلَىَّ فى كُلّ شَىْءٍ، فَرأيْتُكَ ظاهِراً فى كُلِّ شَىْءٍ، وَأنْتَ الظّاهِرُ لِكُلِّ شَىْءٍ.»
[٢]: (و تويى خدايى كه معبودى جز تو نيست، خود را به هر چيز شناساندى، لذا چيزى به تو جاهل نيست. و تويى خدايى كه خود را در هر چيز به من شناساندى و تو را آشكار در هر چيز ديدم، و توئى آشكار بر هر چيز.) و نيز:
٢٨٦٨
«تَوَكَلَّ كُلُّ شَىْءٍ عَلَيْكَ.»
[٣]: (هر چيزى بر تو توكّل نموده.- همچنين:
«خَضَعَ لَها كُلُّ شَىْءٍ»
[٤]: (هر چيزى در برابر قوّه و نيروى تو خاضع و فروتن است.- آن كيست كه همه از او حاجت مى طلبند؛ كه:
٢٨٧٠
«يا مَنْ يَمْلِكُ حَوآئِجَ السّآئِلينَ، وَيَعْلَمُ ضَميرَ الصّامِتينَ! لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْكَ سَمْعٌ حاضِرٌ وَجَوابٌ عَتيدٌ.»
[٥]: (اى خدايى كه مالك حوايج و خواستههاى سائلان مى باشى، و به ضمير لب فرو بستگان آگاهى! براى هر خواسته اى گوش شنواى حاضر، و جواب مهيّا و آماده اى دارى.)
|
سوزِ دل، اشكِ روان، ناله شب، آهِ سحر |
اين همه، از نظرِ لطف خدا مى بينم |
|
نه تنها او را جلوه گر به اسماء و صفات از مظاهرش مشاهده مى كنم، بلكه تمام افعال خود را هم از او مى بينم؛ كه: «ما شاءَ اللَّهُ، لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ»[٦]: (آنچه خدا خواست [تحقّق مى يابد.]، و هيچ نيرويى نيست جز به خدا.) ونيز: «أَلا! إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ»[٧]:
[١]- رعد: ١٥.
[٢] - اقبال الاعمال، ص ٣٥٠.
[٣] - اقبال الاعمال، ص ٦٢٩.
[٤] - اقبال الاعمال، ص ٧٠٦.
[٥] - اقبال الاعمال، ص ٦٤٣.
[٦] - كهف: ٣٩.
[٧] - شورى: ٥٣.