جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٠٩ - غزل ٤٠٥ خيز تا از در ميخانه گشادى طلبيم
عنايت او قرار گرفتن است؛ ولى تنها آن كفايت نمى كند، در پى راهنماى پاك ضميرى (انبياء و اولياء : و اساتيد) بايد شد، تا كاملًا حال ما را به دوست عرضه دارد؛ كه: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا! اتَّقُوا اللَّهَ، وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ»[١]: (اى كسانى كه ايمان آوردهايد! تقواى خدا پيشه كنيد، و وسيله و دستاويزى به سوى او بجوييد.- نيز:
٢٨٤٦
«نَحْنُ السَّبَبُ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَ اللَّهِ.»
[٢]: (ما دستاويز و وسيله ميان شما و خدا هستيم.- همچنين:
٢٨٤٧
«مَنْ دَعا اللَّهَ بِنا أفْلَحَ، وَمَنْ دَعاهُ بِغَيْرِنا هَلَكَ وَاسْتَهْلَكَ.»
[٣]: (هركس خدا را به واسطه ما بخواند رستگار مى شود. و هركس به واسطه غير ما بخواند هلاك شده و ديگران را هلاك مى كند.).
و ممكن است بخواهد بگويد: محبوبا! گرچه اشك آلوده با هزاران تعلّقاتِ ما روان است و تو را مى طلبيم، اين تنها كفايت نمى كند، دلى پاكيزه از تعلّقات براى جلب محبّت و عنايت تو لازم است؛ كه:
٢٨٤٨
«قُلُوبُ العِبادِ الطّاهِرَةُ مَواضِعُ نَظَرِ اللَّهِ سُبْحانَهُ؛ فَمَنْ طَهَّرَ قَلْبَهُ، نَظَرَ إلَيْهِ.»
[٤]: (دلهاى پاك بندگان، جايگاههاى نظر خداوند سبحان است؛ لذا هركس دلش را پاك كند، خدا به او نظر خواهد نمود.)
|
لذّت داغ غمت بر دل ما باد حرام |
اگر از جور غم عشق تو، دادى طلبيم |
|
معشوقا! ما را نسزد كه داد خواهى از جور غم عشق تو كنيم، عاشق بايد خواستهاش، خواسته معشوق بوده و از خود اختيار نداشته باشد. اگر چنين نباشيم، عاشقى و نام عاشقى بر ما حرام باد.
در جايى مى گويد:
[١]- مائده: ٣٥.
[٢] - بحار الانوار، ج ٢٣، ص ١٠، روايت ٥.
[٣] - بحار الانوار، ج ٢٣، ص ١٠، روايت ٨.
[٤] - غرر و درر موضوعى، باب القلب، ص ٣٢٦.