جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٣ - مقدمه نظر خواجه در باره علم و فضيلت
نمىشود.- يا:
«ألْزَمُ العِلْمِ بِكَ، ما دَلَّكَ على صَلاحِ دينِكَ، وَأبانَ عَنْ فَسادِهِ.»
[١]: (لازمترين علم، دانشى است كه تو را بر صلاح دينت رهنمون شده و فساد و تباهىاش را روشن سازد.).
و امّا علومى كه اسلام فراگيرى آن را نهى فرموده: در حديث از علىّ ٧ است كه:
٤٠١٧
«شَرُّ العِلْمِ ما أفْسَدْتَ بِهِ رَشادَكَ.»
[٢]: (بدترين دانش، دانشى است كه رشد و هدايتت را تباه سازد- نيز:
«عِلْمٌ لا يَنْفَعُ كَدَوآءٍ لا يَنْجَعُ.»
[٣]: (دانشى كه سود نبخشد، همانند دوايى است كه كارگر نشود.- همچنين:
«عِلْمٌ لا يُصلِحُكَ ضَلالٌ ...»
[٤]: (دانشى كه اصلاحت نكند، گمراهى است ...- در حديث عنوان بصرى است كه:
٨٧٤
«لَيْسَ الْعِلْمُ بِالتَّعَلُّمِ، إنَّما هُوَ نُورٌ يَقَعُ فى قَلْبِ مَنْ يُريدُ اللَّهُ- تَبارَكَ وَتَعالى- أنْ يَهْدِيَهُ؛ فَإنْ أرَدْتَ الْعِلْمَ، فَاطْلُبْ أوَّلًا فى نَفْسِكَ حَقيقَةَ العُبُودِيَّةِ، وَاطْلُبِ الْعِلْمَ بِاسْتِعْمالِهِ، وَاسْتَفْهِمِ اللَّهَ، يُفْهِمْكَ.»
[٥]: (علم به آموختن حاصل نمى شود، بلكه آن نورى است كه در قلب هركس كه خداوند- تبارك و تعالى- بخواهد هدايتش نمايد، قرار مى گيرد؛ بنابراين، اگر خواهان علمى، ابتدا در نفس خويش حقيقت بندگى را جستجو كن، و علم را با بكار زدن آن طلب نما، و از خدا طلب فهم كن، تا به تو بفهماند.).
پس از ذكر اين مقدّمه كوتاه، با نگاهى گذرا به ديوان خواجه نظر او را در باره علم مطلوب و غير مطلوب جويا شده، به مواردى از ابياتش اشاره مى كنيم:
|
نه من زبى عملى در جهان ملولم و بس |
ملالتِ علما هم، ز علم بىعمل است[٦] |
|
|
حافظا! علم وادب ورز، كه در مجلسِ شاه |
هر كه رانيست ادب، لايقِ صحبت نبود[٧] |
|
[١]- غرر و درر موضوعى، باب العلم، ص ٢٦٧.
[٢] ( ٢، ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب العلم، ص ٢٦٩.
[٣] ( ٢، ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب العلم، ص ٢٦٩.
[٤] ( ٢، ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب العلم، ص ٢٦٩.
[٥] - بحار الأنوار، ج ١، ص ٢٢٥، روايت ١٧.
[٦] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٦٩، ص ٨٤.
[٧] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ١٦٥، ص ١٤٥.