جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٢ - مقدمه نظر خواجه در باره علم و فضيلت
فرموده؟ در باره امر اوّل بايد به فطرت خود رجوع نموده و از او راهنمايى خواست، البته اگر فطرت بيدار باشد؛ و اگر اين معنى امكان نداشته باشد بايد به آنان كه به راهنماييهاى فطرت آشنايند، رجوع نمود. و آنان، انبيا و اوليا : و تابعين راستين آنانند.
در اين رهگذر فرامين كتاب و سنّت هم راهنماى به فطرتند؛ چنانكه مى فرمايد:
«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً، فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها، لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ، ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ، وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ»[١]: (پس استوار و مستقيم، روى و تمام توجه خود را به سوى دين كن، همان سرشت خدايى كه مردم را بر آن آفريد، هيچ دگرگونى در آفرينش الهى نيست، اين همان دين استوار مى باشد، و ليكن بيشتر مردم [از اين حقيقت] آگاه نيستند.).
علىّ ٧ مى فرمايد:
«ألْعِلْمُ لِقاحُ المَعْرِفَةِ.»
[٢]: (دانش معرفت را بارور مى سازد.- نيز مى فرمايد:
٣٤٨٤
«ألْعِلْمُ مُحْيِى النَّفْسِ.»
[٣]: (دانش، نفس را زنده مى گرداند.- همچنين:
«ألْعِلْمُ يُرْشِدُكَ إلى ما أمَرَكَ اللَّهُ بِهِ ...»
: (دانش، تو را به چيزهايى كه خداوند به آن امر فرموده رهنمون مى گردد ...- نيز:
٣٤٧٨
«ألْعِلْمُ أكْثَرُ مِنْ أنْ يُحاطَ بِهِ، فَخُذُوا مِنْ كُلِّ عِلْمٍ أحْسَنَهُ.»
[٤]: (علم و آگاهى بيشتر از آن است كه بدان احاطه شود؛ پس از هر علمى بهترش را فرا گيريد.) و نيز:
«أوْجَبُ العِلْمِ عَلَيْكَ ما أنْتَ مَسْؤُولٌ عَنِ الْعَمَلِ بِهِ.»
[٥]: (فراگيرى آن علمى بر تو واجب تر است كه از عمل به آن بازخواست خواهى شد.- همچنين:
«أوْلَى العِلْمِ بِكَ، مالا يُتَقَبَّلُ العَمَلُ إلّابِهِ.»
[٦]: (سزاوارترين دانش براى تو، دانشى است كه عمل جز بدان پذيرفته.
[١]- روم: ٣٠.
[٢] - غرر و درر موضوعى، باب العلم، ص ٢٦٤.
[٣] ( ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب العلم، ص ٢٦٥.
[٤] ( ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب العلم، ص ٢٦٥.
[٥] - غرر و درر موضوعى، باب العلم، ص ٢٦٦.
[٦] - غرر و درر موضوعى، باب العلم، ص ٢٦٦.