جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٣٨ - غزل ٣٧٩ هركس كه ندارد به جهان مهر تو در دل
خَلَقَهُما بِيَدِهِ، وَنَفَخَ فيهما بِنَفْسِهِ لِنَفْسِهِ، وَصَوَّرَهُما عَلى صُورَتِهِما ...»
[١]: (بدرستى كه خداوند- تبارك و تعالى- نور محمّد را از نور عظمت و جلال خويش نو آفرينى فرمود، و آن، همان نور لاهوتى است كه براى موسى ٨ درطور سيناء آشكار و متجلّى گشت، و موسى طاقت ديدارش را نياورد، و نتوانست ثابت و پا برجا بماند، تا اينكه مدهوش و بيهوش [به زمين] افتاد و اين نور، همان نور محمّد ٦ بود، كه وقتى خداوند خواست حضرتش را از آن بيافريند، آن نور را دو قسمت فرمود، و از جزء اوّل آن محمّد، و از قسمت ديگر على بن ابى طالب را خلق فرمود، و از آن نور جز اين دو بزرگوار چيزى نيافريد. ايشان را با دست [قدرت] خويش آفريده و به نفس خويش و براى نفس خويش در آن دو دميده و ايشان را بر صورتى و شكلى كه دارند، صورتگرى فرمود.)
|
اى زاهد خود بين! بدر ميكده بگذر |
آن دلبر من بين كه بود مير قبائل |
|
اى آن كه به عبادات خود مى بالى و آن را با ولايت علىّ ٧ انجام نمى دهى! بيا به ميكده و با مظهر تمام تجلّى حضرت دوست لحظه اى آشنايى پيدا كن، تا ببينى كه وى در زهد و عبادت و بندگى حقّ، گوى سبقت را از همه جنّ و انس ربوده؛ كه:
«وَاللَّهِ، وَما أكَلَ عَلِىُّ بْنَ أبى طالبٍ- عَلَيْهِ السَّلامُ- مِنَ الدُّنْيا حَراماً قَطُّ حَتّى مَضى لِسَبيلِهُ، وَما عُرِضَ لَهُ أمْرانِ كِلاهُما للَّهِ رِضىَ، إلّاأخَذَ بِأَشَدِّهِما عَلَيْهِ فى دينِهِ [بَدَنِهِ]، وَما نَزَلَتْ بِرَسُولِ اللَّهِ (صلّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ) نازِلَةٌ قَطُّ إلّادَعاهُ ثِقَةً بِهِ، وَما أطاقَ أحَدٌ عَمَلَ رَسُولِ اللَّهِ (صَلّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ) مِنْ هذِهِ الامَّةِ غَيْرُهُ، وَإنْ كانَ لَيَعْمَلُ عَمَلَ رَجُلٍ كانَ وَجْهُهُ بَيْنَ الجَنَّةِ وَالنّارِ، يَرْجُو ثَوابَ هذِهِ، وَيَخافُ عِقابَ هذِهِ ...»
[٢]: (و به خدا سوگند، هرگز على بن ابى طالب ٧ هيچ مال حرامى از دنيا نخورد تا اينكه راه [آخرت] اش را طى فرمود. و هيچگاه دو چيز كه در هر دو خشنودى و رضاى خدا بود بر او عرضه نشد، مگر اينكه سختترين آنها را در دين [يا: بدن.
[١]- بحار الانوار، ج ٣٥، ص ٢٨، روايت ٢٤.
[٢] - وسائل الشّيعة، ج ١، ص ٦٨، باب ٢٠، روايت ١٨.