جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٩٣ - غزل ٣٦ آن پيك نامور، كه رسيد از ديار دوست
[از آلودگيها] پاكشان مى نمايد و كتاب الهى و حكمت را به آنان مى آموزد، و بىگمان آنها پيش از اين در گمراهى آشكار بودند، و [نيز] گروه ديگرى را كه هنوز به آنان نپيوستهاند [پاك نموده و كتاب و حكمت مى آموزد.] و اوست خداوند عزيز و ارجمند و حكيم و كاردان فرزانه.)
|
خوش مى دهد نشانِ جلال و جمال يار |
خوش مى كند حكايتِ عزّ و وقار دوست |
|
آن پيك نامآور (رسول اللَّه ٦) با حرزى (قرآن شريف) كه از جانب دوست آورده، چه نيكو مقام عزّت (جلال- مقام وقار (جمال) حضرتش را (با بيانات كتابش) معرّفى مى نمايد و سالك را به دوست توجّه و از تفرقه باز مىدارد؛ كه: «هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ، عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ، هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ، هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ، الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ. سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ.»[١]: (اوست خدايى كه معبودى جز او نيست، آگاه به نهان و آشكار است، هم او كه بسيار مهربان [و داراى رحمت گسترده بر تمام موجودات] و نوازشگر [و داراى رحمت ويژه براى مؤمنان] مىباشد. اوست خدايى كه معبودى جز او نيست، پادشاه پاك، سالم [از عيب و نقص]، ايمنى بخش، چيره [بر تمام امور]، ارجمند، جبران كننده و به هم آورنده [امور خلايق] و متكبّر، بس پاك و منزّه است خداوند از تمام آنچه [براى او] شريك مى گيرند.) در واقع با اين بيان اظهار اشتياق به ديدار حضرت محبوب نموده. در جايى مى گويد:
|
بوى خوش تو هر كه ز باد صبا شنيد |
از يار آشنا، سخن آشنا شنيد |
|
|
اى شاه حُسن! چشم به حال گدا فكن |
كاين گوش، بس حكايت شاه و گداشنيد |
|
|
خوش مى كنم به باده مشكين مشام جان |
كز دلق پوش صومعه، بوى ريا شنيد[٢] |
|
[١] - حشر: ٢٢ و ٢٣.
[٢] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ١٤٥، ص ١٣١.