جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٥٨ - غزل ٥ صلاح كار كجا و من خراب كجا؟
|
من و صلاح و سلامت؟ كس اين گمان نبرد |
كه كس به رندِ خرابات، ظنِّ آن نبرد |
|
|
من اين مرقّعِ پشمينه بَهْرِ آن دارم |
كه زيرِ خرقه كشم مِىْ، كس اين گمان نبرد |
|
|
مباش غرّه به علم و عمل، فقيه زمان! |
كه هيچكس، ز قضاىِ خداى جان نبرد[١] |
|
|
چه نسبت است به رندى، صلاح و تقوى را |
سماعِ وعظ كجا، نغمه رُباب كجا؟ |
|
رند عالم سوز و كسى كه همه عالم (دنيا و آخرت- اختيارات خود (چه كنم و چه نكنم) را زير پا نهاده و خواسته دوست مورد نظرش مى باشد را با مصلحت انديشى چه كار؟ دعوت واعظ به پرهيز و صلاح بينى كجا و نغمههاى جانفزاى دوست كه از در و ديوار عالم هر لحظه بندگان را توجّه مى دهد كجا؟ كه:
٣٤
«إلهى! إنَّ اخْتِلافَ تَدْبيرِكَ وَسُرْعَةَ طَوآءِ مَقاديرِكَ مَنَعا عِبادَكَ العارِفينَ بِكَ، عَنِ السُّكُونِ إلى عَطآءٍ، وَالْيَأْسِ مِنْكَ فى بَلآءٍ ... إلهى! كَيْفَ أعْزِمُ وَأنْتَ القاهِرُ؟! وَكَيْفَ لا أعْزِمُ وَأنْتَ الآمِرُ؟!»
[٢]: (معبودا! بدرستى كه پى در پى آمدن تدبيرت و سرعت گذشت تقديراتت، بندگان عارف و شناساى به تو را از آرام گرفتن به عطايت، و نوميدى از تو در هنگام بلا و گرفتارى منع مى كنند ... بار الها! چگونه اراده و آهنگ [كارى] كنم و حال آنكه تنها چيره و قاهر تويى؟! و چگونه تصميم نگيرم در صورتى كه تو خود امر فرمودى؟!- به گفته خواجه در جايى:
|
عاشقان را بر سَرِخود حكم نيست |
هرچه فرمانِ تو باشد آن كنند[٣] |
|
|
دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس |
كجاست دير مغان و شرابِ ناب كجا؟ |
|
از صومعه نشينان و زهّاد حاصلى نديدم. بهتر آن است كه دير آتش پرستان و آنان كه آتش به هستى مجازى خويش زده و به مقام مخلَصيّت (به فتح لام) راه.
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٢٤٨، ص ٢٠١.
[٢] - اقبال الاعمال، ص ٣٤٨.
[٣] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٢١٥، ص ١٧٩.