جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٥ - فهرست
غزل ٤٤: باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است؟! ........ ٣٥٢.
غزل ٤٥: شكفته شد گل حَمرا و گشت بلبل مست ........ ٣٦٢.
غزل ٤٦: زلف آشفته و خوى كرده و خندانْ لب و مست ........ ٣٧٠.
غزل ٤٧: خدا چو صورت ابروى دلرباى تو بست ........ ٣٧٦.
غزل ٤٨: اى هدهدِ صبا! به سبا مى فرستمت ........ ٣٨٤.
غزل ٤٩: اى غائب از نظر! به خدا مى سپارمت ........ ٣٩٤.
غزل ٥٠: به جان خواجه و حق قديم و عهدِ درست ........ ٤٠٤.
غزل ٥١: خلوت گزيده را، به تماشا چه حاجت است ........ ٤١٥.
غزل ٥٢: خوشتر ز عيش و صحبت باغ و بهار چيست ........ ٤٢٣.
غزل ٥٣: ما هم اين هفته شد از شهر و به چشمم سالى است ........ ٤٣١.
غزل ٥٤: صحن بستان ذوق بخش و صحبت ياران خوش است ........ ٤٣٨.
غزل ٥٥: در دير مغان آمد. يارم قدحى در دست ........ ٤٤٥.
غزل ٥٦: گل در بَرْ و مِىْ در كف و معشوقه به كام است ........ ٤٥١.
غزل ٥٧: اگر به لطف بخوانى، مزيد الطاف است ........ ٤٦٢.
غزل ٥٨: ما را ز خيال تو، چه پرواى شراب است ........ ٤٦٩.
غزل ٥٩: كنون كه در كفِ گُل، جامِ باده صاف است ........ ٤٨٠.
غزل ٦٠: اگرچه باده، فرح بخش و باد، گلبيز است ........ ٤٨٦