جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٦١ - غزل ٥٦ گل دربر و مى در كف و معشوقه به كام است
|
حافظ! منشين بىمى و معشوق زمانى |
كايّام گل و ياسمن و عيد صيام است |
|
اى خواجه! حال كه روزگار بر وفق مرادت گشته و از هر جهت وسائل عيش و عشرت با معشوق تو را فراهم آمده، فرصت را غنيمت شمار و لحظه اى بدون او و ياد او مباش؛ كه:
٤٥٠
«إنْتَهِزُوا فُرَصَ الخَيْرِ، فَإنَّها تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ.»
[١]: (فرصتهاى خوب را مغتنم شمرده و به پيشوازش برويد كه آنها مثل گذشتن ابر درگذرند.)، و نيز:
٤٥١
«بادِرِ الفُرْصَةَ قَبْلَ أنْ تَكُونَ غُصَّةً.»
[٢]: (فرصت را قدر بدان و به سوى آن بشتاب پيش ازآنكه به غصّه و اندوه تبديل شود.- به گفته خواجه در جايى:
|
وقت را غنيمت دان آنقدر كه بتوانى |
حاصل ازحيات اى جان! يك دم است تا دانى |
|
|
كام بخشى دوران، عُمر در عوض خواهد |
جهد كن كه از عشرت، كام خويش بستانى[٣] |
|
[١] ( ١، ٢) غرر و درر موضوعى، باب الفرصة، ص ٣٠٤.
[٢] ( ١، ٢) غرر و درر موضوعى، باب الفرصة، ص ٣٠٤.
[٣] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٥٩٣، ص ٤٢٤.