جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٢٦ - غزل ٢٧ روضه خلد برين، خلوت درويشان است
الْأَرْضَ، فَما كانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ»[١] (درنتيجه، او و خانهاش را به زمين فرو برديم، پس هيچ گروهى كه ياريش كنند براى او نبود- منظور خواجه از «درويشان» در اينجا، فقراى قوم موسى ٧ مى باشد، ولى بخواهد با اين بيان بگويد: فرو رفتن گنج قارون، در اثر نظر و كرامت حضرت موسى ٧ است كه از فقراى باللَّه و مخلَصين و نبىّ قومش مى باشد.
|
بنده آصف عهديم، كه در سلطنتش |
صورتِ خواجگى و سيرتِ درويشان است |
|
|
اى دل! اينجا به ادب باش، كه سلطانى عشق |
موجبِ بندگى حضرتِ درويشان است |
|
من، بنده و مخلص پادشاهانى هستم كه در ظاهر خواجه و بزرگ، ولى به سيرت درويشى و فقر باطنى آراستهاند. و علّت اخلاص من به آنان و حفظ ادب در پيشگاهشان نمودن، همانا به سلطنت فقر متلبّس بودن ايشان است؛ كه:
٢١١
«أجَلُّ المُلُوكِ مَنْ مَلِكَ نَفْسَهُ وَبَسَطَ العَدْلَ.»
[٢] (بزرگوارترين پادشاهان، كسى است كه مالك نَفْس خويش بوده و عدل و داد را بگستراند). و نيز:
٢١٢
«أحْسَنُ المُلُوكِ حالًا مَنْ حَسُنَ عَيْشُ النّاسِ فى عَيْشِهِ، وَعَمَّ رَعِيَّتَهُ بِعَدْلِهِ.»
[٣] (بهترين و بهروزترين پادشاهان، كسى است كه زندگانى مردم در عهد و زندگى او خوب و خوش بوده، و عدل و دادش را شامل همه رعيّتش نمايد.)
|
حافظ! ار آب حيات ابدى مى خواهى |
منبعش خاكِ در خلوت درويشان است |
|
آب حيات ابدى (كه بقاء باللَّه است) را بايد با سرمه كشيدن خاك درب خانه اولياى خدا بدست آورد؛ كه: «وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ، فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ»[٤]: (و.
[١] - قصص: ٨١.
[٢] ( ٢، ٣) غرر و درر موضوعى، باب السلطان، ص ١٦٣.
[٣] ( ٢، ٣) غرر و درر موضوعى، باب السلطان، ص ١٦٣.
[٤] - نساء: ٦٩.