جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٠٢ - غزل ٢٥ روزه يكسو شد و عيد آمد و دلها برخاست
سوى جايزه هايتان صبح كنيد.- در دعاى قنوت نماز روز عيد فطر هم بدين جائزه و عيدى و بالاترش اشاره شده، و هر خوبى را كه به محمّد و آلش : روا داشته، تقاضا مى نماييم، و از هر بدى كه آنان را بر كنار داشته، بر كنارى خود را مى طلبيم؛ كه:
١٧١
«أسْألُكَ ... أنْ تُدْخِلَنى فى كُلِّ خَيْرٍ أدْخَلْتَ فيهِ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّدٍ، وَأنْ تُخْرِجَنى مِنْ كُلِّ سُوءٍ أخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وآلَ مُحَمَّدٍ.»
[١]: (از تو مسئلت دارم كه مرا در هر خير و خوبى كه محمد و آل محمد [ص] را در آن داخل گردانيدى، داخل نموده، و از هر بدى كه از آن بيرونشان آوردى، خارج سازى.) از ما آمادگى، و از او تجلّى؛ كه فرمودند:
١٧٢
«كُلُّ عَمَلِ ابْنِ آدَمَ هُوَ لَهُ إلَّا الصِّيامَ، فَهُوَ لى وَ أنا اجْزى
[٢]
٢٠٨
بِهِ
[٣]: (تمام اعمال فرزند آدم براى اوست، مگر روزه كه براى من است و من خود جزاى آن هستم.) خواجه نيز در جايى مى گويد:
|
ساقى! بيار باده، كه ماه صيام رفت |
در دِهِ قدح، كه موسمِ ناموس و نام رفت |
|
|
مستم كن آنچنان، كه ندانم ز بيخودى |
در عرصه خيال كه آمد كدام رفت[٤] |
|
|
نوبتِ زهد فروشانِ گرانْ جان بگذشت |
وقتِ شادىّ و طرب كردنِ رندان برخاست |
|
زهد فروشان كه در ماه صيام به عبادت ريايى (كه فقط براى رسيدن به بهشت و نعمتهاى آن است) پرداختند و اخلاص را از دست دادند، از عيد بهره نخواهند داشت، زيرا:
١٧٣
«أصْلُ الزُّهْدِ حُسْنُ الرَّغْبَةِ فيما عِنْدَاللَّهِ.»
[٥]: (ريشه زهد، ميل و رغبت نيكو داشتن به آنچه كه در نزد خداست، مىباشد.- نيز:
١٧٤
«إنَّ الزَّهادَةَ قَصْرُ الأَمَلِ ...»
[٦]:
[١] - اقبال الاعمال، ص ٣٨٩.
[٢] - بنابر اينكه كلمه اجزى مجهول خوانده شود.
[٣] - وسائل الشّيعه، ج ٧، ص ٢٩٤، از روايت ٢٧.
[٤] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٧٣، ص ٨٦.
[٥] ( ٥، ٦) غرر و درر موضوعى، باب الزّهد، ص ١٥٠.
[٦] ( ٥، ٦) غرر و درر موضوعى، باب الزّهد، ص ١٥٠.