جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٠١ - غزل ٢٥ روزه يكسو شد و عيد آمد و دلها برخاست
ماه رمضان، ماه عبادت و بندگى خالصانه و نگاه دارى تمام اعضاء و جوارح از امور نامطلوب الهى، و به انتظار شب قدر بودن و مژده نتايج اعمال و حسنات بى شائبه را از «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ»[١]: (شب قدر از هزار ماه بهتر مى باشد.) گرفتن است، و بهره ورى از روز عيد براى اهل مراقبه كامل، جز ديدار حضرت دوست نمى باشد.
خواجه در اين غزل اشاره به انتظار خود براى چنين مشاهده اى از ماه صيام نموده، و چون پيش از اين گرفتار تهمتهاى بدگويان بوده، آنان را هم دعوت به بهره گيرى از جوائز روز عيد مى نمايد. مىگويد:
|
روزه يكسو شد و عيد آمد و دلها برخاست |
مِىْ به ميخانه به جوش آمد و مى بايد خواست |
|
ماه صيام، كه ماه ضيافت الهى است گذشت، و روز عيد فطر، كه روز جوائز الهى به بندگان است فرا رسيد و دلهاى ايشان براى گرفتن عيدى و جوائز كه لقاء او است مىطپد، و حضرت دوست نيز طبق وعده اى كه به آنان داده است بر ايشان تجلّى خواهد كرد؛ كه:
١٧٠
«إذا كانَ أوَّلُ يَوْمٍ مِنْ شَوّالٍ، نادى مُنادٍ: أيُّهَا المُؤْمِنُونَ! اغْدُوا إلى جَوآئِزِكُمْ.»
[٢]: (وقتى روز اوّل ماه شوّال فرا مى رسد، مناديى صدا بر مى آورد: اى مؤمنان [شتابان] به.
[١] - قدر: ٣.
[٢] - اقبال الاعمال ص ٢٨٢.