جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٣٩ - غزل ١٦ تا جمالت عاشقان را زد به وصل خود صلا
ولايت، سربلندى در پيشگاه حضرت محبوب را در پى دارد؛ كه:
١٠٨
«مَعْرِفَتى بِالنُّورانيَّةِ، مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ، وَمَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَعْرِفَتى بِالنُّورانِيَّةِ.»
[١]: (شناخت من [علىّ ٧] به نورانيّت، همان شناخت خداوند عزّوجلّ است، و شناخت خداوند عزّوجلّ همان شناخت من به نورانيّت مى باشد.- زيارت او؛ كه:
١٠٩
«مَنْ زارَ قَبْرَ أميرِالمُؤْمِنينَ عارِفاً بِحَقّهِ، غَيْرِ مُتَجَبّرٍ وَلا مُتَكَبّرٍ، كَتَبَ اللَّهُ لَهُ أجْرَ مِأَةِ ألْفِ شَهيدٍ، وَغَفَرَ اللَّهُ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَما تَأَخَّرَ، وَبُعِثَ مِنَ الآمِنينَ، وَهُوّنَ عَلَيْهِ الحِسابَ، وَاسْتَقْبَلَتْهُ المَلآئِكَةُ، فَإذَا انْصَرَفَ شَيَّعَتْهُ إلى مَنْزِلهِ، فَإنْ مَرِضَ عادُوهُ، وَإنْ ماتَ شَيَّعُوهُ بِالإسْتِغْفارِ إلى قَبْرِهِ.»
[٢]: (هركس مزار اميرمؤمنان [٧] را با شناخت حقّ او، بدون گردنكشى و خود را بزرگ پنداشتن، زيارت نمايد، خداوند براى او اجر و پاداش صد هزار شهيد را نوشته، و گناهان گذشته و آينده او را مى آمرزد، و [هنگامى كه از قبر بر انگيخته مى شود] در ميان گروه آرامش يافتگان و ايمنان برانگيخته شده، و حساب را بر او آسان مى گيرند؛ و فرشتگان به پيشواز و استقبال او مى آيند، پس هنگامى كه [از زيارت] برگشت، همان فرشتگان او را تا منزلش همراهى مى نمايند و اگر بيمار شد به عيادتش مى آيند، و اگر بدرود حيات گفت، با آمرزش خواهى [از خداوند براى او] تا آرامگاهش از پى او مى روند.) به گفته خواجه در جاى ديگر:
|
اى دل! غلامِ شاه جهان باش و شاه باش |
پيوسته در حمايتِ لطف إله باش |
|
|
از خارجى، هزار به يك جو نمى خرند |
گو كوه تا به كوه منافقْ سپاه باش |
|
|
آن را كه دوستىِ على نيست، كافر است |
گو زاهد زمانه وگو شيخ راه باش |
|
|
امروز زندهام به ولاى تو، يا على! |
فردا به روح پاك امامان، گواه باش[٣] |
|
[١] - بحار الانوار، ج ٢٦، ص ١ و ٢، از روايت ١.
[٢] - وسائل الشيعه، ج ١٠، ص ٢٩٣، باب ٢٣، روايت ١.
[٣] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٣٢٨، ص ٢٥٢.