جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٣٨ - غزل ١٦ تا جمالت عاشقان را زد به وصل خود صلا
|
وقت عيش و موسم شادىّ و هنگام گل است |
پنج روز ايّام عشرت را غنيمت دان دلا! |
|
اى رهروان كوى دوست! چند روز ايّام عمر و لحظاتى را كه مى توان با گل جمال او انس برقرار نمود و از وى بهرهمند شد، غنيمت شمريد و به غفلت بسر نبريد تا (با چشم دل) به تماشاى جمالش عشرت و انس با او را اختيار نماييد؛ كه:
١٠٢
«ألفُرَصُ غُنْمٌ.»
[١]: (فرصتها، غنيمت هستند.- نيز:
١٠٣
«ألفُرْصَةُ سَريعَةُ الفَوْتِ وَبَطيئَةُ العَوْدِ.»
[٢]: (فرصت، زودگذر و دير برگشت است.) و
١٠٤
«بادِرِ البِرَّ فَإنَّ أعْمالَ البِرّ فُرْصَةٌ.»
[٣]: (به انجام كار نيك بشتاب، كه كارهاى نيك، فرصتى هستند.- نيز:
١٠٥
«إضاعَةُ الفُرْصَةِ غُصَّةٌ.»
[٤]: (ضايع نمودن فرصت، موجب غم و اندوه است.- همچنين:
١٠٦
«دَوامُ الغَفْلَةِ يُعْمِى البَصيرَةَ.»
[٥]: (دوام غفلت، بصيرت و ديد باطنى [انسان] را كور مى كند.- ديگر اينكه:
١٠٧
«وَيْحَ ابْنِ آدَمَ ما أغْفَلَهُ! وَعَنْ رُشْدِهِ ما أذْهَلَهُ!»
[٦]: (واى بر فرزند آدم كه چه اندازه غفلت دارد، و چقدر از رُشد [و رهنمون شدن به راه راست] فراموشكار است!)
|
حافظا! گر پاىْ بوسِ شاه دستت مى دهد |
يافتى در هر دو عالم، رتبت و عزّ و علا |
|
ممكن است منظور خواجه از «پاى بوس شاه» رسيدن به نهايت عبوديّت حضرت حقّ تبارك تعالى باشد كه موجب علوّ منزلت و عزّت عاشق است.
و ممكن است منظور وى از «پاى بوس شاه»، عتبه بوسى آستان شاه ولايت، علىّ ٧ باشد، بخواهد بگويد: اى خواجه! اگر زيارت حضرتش نصيب تو شود، عزّت و سر بلندى هر دو عالم را يافتهاى.
آرى، شناخت امير المؤمنين مولى الموحّدين (سلام اللَّه عليه) به مقام نورانيّت و.
[١] ( ١، ٤) غرر و درر موضوعى، باب الفرصة، ص ٣٠٣.
[٢] ( ٢، ٣) غرر و درر موضوعى، باب الفرصة، ص ٣٠٤.
[٣] ( ٢، ٣) غرر و درر موضوعى، باب الفرصة، ص ٣٠٤.
[٤] ( ١، ٤) غرر و درر موضوعى، باب الفرصة، ص ٣٠٣.
[٥] ( ٥، ٦) غرر و درر موضوعى، باب الغفلة، ص ٢٩٦.
[٦] ( ٥، ٦) غرر و درر موضوعى، باب الغفلة، ص ٢٩٦.