جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٣٦ - غزل ١٦ تا جمالت عاشقان را زد به وصل خود صلا
|
آنچه جان عاشقان از دست هجرت مى كشد |
كس نديده در جهان جز كُشتگانِ كربلا |
|
معشوقا! عاشقانت در فراقت چنان در سوز و گداز بسر مى برند، كه كسى جز حسين ٧ و ياران او (رضوان اللَّه تعالى عليهم اجمعين) اين سوز و گداز عاشقانه را نديدهاند.
اين بيت بيانگر آن است كه كشتگان كربلا براى رسيدن به ديدار او سبحانه سوختند و جان در عشقش باختند. شايد اشاره باشد به انتظار كشيدن شهداى كربلا پس از نشان دادن حضرت سيّد الشهداء ٧ مقام آنان را در بهشت و بىصبرى ايشان براى رسيدن به آن؛ كه
١٠٠
«فَكانَ الرَّجُلُ يَسْتَقْبِلُ الرِّماحَ وَالسُّيُوفَ بِصَدْرِهِ وَ وَجْهِهِ لِيَصِلَ إلى مَنْزِلَتِهِ مِنَ الجَنَّةِ.»
[١]: (در نتيجه هريك از ياران آن حضرت، با سينه و روىاش به استقبال نيزه ها و شمشيرها مى رفت، تا [هرچه زودتر] به جايگاه و منزلتش در بهشت برسد.- نيز از على ٧ نقل شده كه:
١٠١
«مُناخُ رُكّابٍ وَمَصارِعُ عُشّاقٍ شُهدآءَ، لا يَسْبِقُهُمْ مَنْ كانَ قَبْلَهُم، وَلا يَلْحَقُهُمْ مَنْ بَعْدَهُمْ.»
[٢]: ( [سر زمين كربلا] جايگاه اقامت سواران، و محلّ افتادن و قتلگاه عاشقان شهيدى است كه نه آنان كه پيش از ايشان بوده اند بر آنان پيشى گرفتهاند، و نه آنان كه بعد از ايشان خواهند آمد به آنان ملحق مى شوند.)
|
تُرْك ماگر مى كند رندى و مستى، جان من! |
ترك مستورىّ و زهدت كرد بايد اوّلا |
|
لفظ «ترك» در مصراع اوّل اين بيت اگر با فتحه باشد معنا چنين مى شود: چنانچه رندان و مستان از ما كناره مى گيرند، بدين جهت است كه مستورى و هشيارى و زهد خشك را در اوّلين قدم رها نكرده، و به وادى عشق و مستى و رندى قدم ننهادهايم،.
[١] - بحار الانوار، ج ٤٤، ص ٢٩٨، روايت ٣.
[٢] - بحار الانوار، ج ٤١، ص ٢٩٥، از روايت ١٨.