عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٨١ - واقعيتهايى از آفرينش
خداوندى را در خود منعكس بسازد[١].
اين است استدلال و گفتار حكيمان و عارفان و مؤمنان در ظرفيت قلب انسان و اين است انسان كه با قبول تربيت انبيا و ائمه عارفان و حكيمان و مؤمنان مىتواند قلبش را تجلىگاه نور بىنهايت الهى كند و اين است آنچه كه در عنوان اين فصل بيان شد كه دوستان حقيقى انسان اين بزرگوارانند كه مىخواهند انسان آيينه صفات و اسماى الهى شود و از اين راه خير دنيا و آخرت خويش را تأمين نمايد.
|
سرمايه سعادت ما در ديار بود |
ورنه به سعى ما گره از كار كى گشود |
|
|
دردست هر چه هست كه اين درد چاره ساز |
با جان آدمى به مثل آتش است و عود |
|
|
رندى كه ره به كوى خرابات عشق برد |
جان را زدست محنت ايام در ربود |
|
|
بگشاى رخ كه دير شدست انتظار ما |
تا جان بر آن جمال فشانيم زود زود |
|
|
از حال عشق عقل ندانست شمهاى |
خود را هزار بار بدين حالت آزمود[٢] |
|
اگر راهبر به تو بگويد: فلان مشقت و ناراحتىها را تحمل كن، تو نبايست زبان به اعتراض بگشايى.
اگر در راه تبعيت از رهبر خارها در پاى تو بخلد، گمان مكن آن خارها تنها براى ناراحت كردن توست، بلكه براى اين كه گلشنى در روح تو سرسبز شود بايستى
[١] -تفسير مثنوى: ٢/ ٢٨١.
[٢] -قاسم انوار.