عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٨٦ - پيروى از شيطان
مسافرت مىآمد سفرهاى مىانداخت و بزرگان قومش را براى صرف غذا دعوت مىكرد، در عين حال هم علاقه داشت از محضر پيامبر ٦ بهرهمند شود گرچه اسلام را قبول نكرده بود.
روزى از سفر آمد و طبق معمول غذا آماده كرد و دوستان را براى صرف غذا وعده گرفت، در ضمن از پيامبر ٦ هم دعوت كرد.
وقتى غذا حاضر شد پيامبر ٦ فرمود:
تا شهادت به وحدانيت حق و رسالت من ندهى دست به سفره نمىبرم!
عقبه شهادتين گفت، اين خبر به گوش دوستش ابى رسيد، نزد عقبه آمد و گفت: از مسيرت منحرف شدهاى؟ پاسخ داد: نه به خدا سوگند، من منحرف نشدهام، ولكن مردى مهمان من بود كه جز با شهادتين من غذا نمىخورد، من شرم داشتم او گرسنه از خانه من برود به اين خاطر شهادت به حق و رسالت دادم.
اين شيطان خطرناك به عقبه گفت: از تو راضى نمىشوم مگر در برابر او بايستى و آب دهن به صورتش بيندازى!!
عقبه بدبخت به پيروى از شيطان اين كار را كرد و مرتد شد و سرانجام هم در جنگ بدر در صف كفار كشته شد و رفيقش ابى هم در جنگ احد به جهنم رفت، از پى اين واقعه آن آيات نازل شد و هشدار داد كه شيطان جز خذلان آدمى چيزى نخواهد، بنابراين از اين دشمن خطرناك سخت بپرهيزيد[١].
خداوندا! به تعداد هر سر موى ما شيطانى در درون و برون در راه ماست، اگر لطف و عنايت تو نباشد، ما را قدرت حفظ خود از خطرات شيطان نيست.
الهى! در اين راه پرخطر ما را از حفظ و حراست و لطف و عنايت خود بىبهره مگذار.
[١] -مجمع البيان: ٧/ ٢٠٩،( ذيل آيات ٢٧- ٢٩ فرقان).