عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٩ - كلام اميرالمؤمنين
بيماران را لباس عافيت بپوشاند؛ آمين يا رب العالمين.
قد حمل الكتاب على آرائه، وعطف الحق على أهوائه، يؤمن الناس من العظائم، ويهون كبير الجرائم[١].
كتاب الهى را بر نظريات باطل خود حمل و تأويل نموده و حق را بر هواهاى خويش برمىگرداند و مردم را از حوادث و يا خطاهاى بزرگ آسودهخاطر مىنمايد و گناهان بزرگ را براى آنان ناچيز جلوه مىدهد.
اگر آن منحرف از مسير حق به محدوديت علم و انديشه خود اعتراف نمايد، حتما دامى كه پيش پاى مردم گسترده است، جالب بودن و فريبندگى خود را از دست خواهد داد، پس چه بايد كرد؟ خيلى روشن است كه چه بايد كرد، بايد نخست عقل و وجدان خود را از كار انداخت و نگذاشت كه آن دو وسيله آگاهى و عمل كه مستند به حكمت هدايت انسانهاست، وارد ميدان كار شوند و سپس قرآن و سنت و هر منبع الهى ديگر را مانند موم به هر شكلى كه هوا و هوسش مىخواهد در آورد و خود را به معارف قرآن، دانا معرفى نمايد و بدين طريق همگان را نيازمند درگاه خود بسازد!!
البته بيان اميرالمؤمنين ٧ در اين مورد با گروهى از صيادان جوامع است كه دامهاى مخصوص براى صيد كردن سادهلوحان تهيه مىنمايند.
گروههاى بسيار فراوانى وجود دارند كه امتيازها و تكيهگاههاى ديگرى را كه مردم آنها را پذيرفتهاند به صورت تورهاى متنوع درمىآورند و براى وصول به مقاصد حيوانى خود آنها را پيش پاى ساده لوحان مىگسترانند: علم، فلسفه، هنر، سياستمدارى، قضا، حتى منش عرفان به خود بستن همه و همه اينها با
[١] -نهج البلاغة: خطبه ٨٦؛ بحار الأنوار: ٢/ ٥٦، باب ١١، حديث ٣٦.