عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٩٥ - معاشرت در روايات
من به زيارت همديگر مىروند و به يارى همديگر مىشتابند و براى من دوستى مىكنند و براى خاطر من نسبت به يكديگر بذل مال و اخلاق مىنمايند[١].
و نيز آن حضرت فرمود:
خداوند در قيامت خطاب مىكند: كجايند آنان كه در راه من به هم محبت كردند؟ امروز آنان را در سايه خود قرار دهم، روزى كه جز سايه من سايهاى نيست[٢].
حضرت فرمود:
مردى دوستش را براى خدا ملاقات كرد، خدا ملكى را در راه او قرار داد، از او پرسيد: كجا بودى؟ گفت: به زيارت برادرم رفته بودم، پرسيد: به خاطر حاجتى؟
گفت: نه، گفت: قوم و خويش بودى؟ گفت: نه، گفت: چيزى نزد او داشتى؟
گفت: نه، گفت: پس براى چه به ديدار او شتافتى؟ گفت: فقط به خاطر خدا، گفت: اى مرد! خداوند مرا فرستاده كه به تو بگويم خدا به خاطر اين گونه دوستى تو را دوست دارد و بهشت را براى تو واجب كرد[٣].
حضرت فرمود:
محكمترين دستگيره ايمان، دوستى در راه خدا و دشمنى در راه اوست[٤].
[١] -محجة البيضاء: ٣/ ٢٨٦، كتاب آداب الصحبة والمعاشرة.
[٢] -محجة البيضاء: ٣/ ٢٨٧، كتاب آداب الصحبة والمعاشرة.
[٣] -محجة البيضاء: ٣/ ٢٨٧، كتاب آداب الصحبة والمعاشرة.
[٤] -الكافى: ٣/ ١٢٥، باب الحب فى الله والبغض فى الله، حديث ٦؛ بحار الأنوار: ٦٦/ ٢٤٢، باب ٣٦، حديث ١٧.