عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٥ - امنيت در برابر غرور
نفس را در زندان كند و توفيق خداى مدد روح كند و خذلان[١] خداى مدد نفس كند و دل با يكى باشد كه غالبتر بود از دو لشگر.
و مريد را بايد دانست كه كارها سه گونه باشد: يكى آن كه راستى آن هويدا است، متابعت آن واجب باشد و كارى كه بىراهى آن روشن است، واجب باشد دورى از آن و كارى كه در مشيت باشد يعنى كه نداند خير است يا شر؛ واجب باشد ترك كردن آن تا هويدا گردد نيك و بد از جهت علم يا از جهت عقل.
و بر مريد واجب است كه تبديل اخلاق بد كند، چون كبر و كينه و حرص و اميد و حسد و منازعت و غيبت و در برادران افتادن و بدگمان شدن و شوخى كردن و جز اينها از اخلاق بد كه او را ضد كند به اخلاق پسنديده[٢].
آرى، وقتى دل به نور معرفت روشن شد و روح با جرقه الهى به حرارت عشق محترق شد و نفس از رذايل تخليه و به حسنات محلى شد و معلوم شد كه انسان محكوم به حكومت خدا و مغلوب دست حضرت ربوبيت است و روشن شد كه مظاهر زندگى مادى امانتى چند روزه در دست انسان است و اين بدن عنصرى به سوى متلاشى شدن و درهم پاشيدن در حركت است و دير يا زود در خانه گور رفته و از تمام ما يملكش جدا مىگردد و در آن خانه غربت بند از بندش جدا و گوشت و پوست و مفاصلش به دندان مار و مور از هم گسيخته مىگردد، جايى براى غرور و چشم طمع دوختن به غير حق خود و گول خوردن از اندكى از عناصر مادى باقى نمىماند.
آنان كه نسبت به زندگى و وسايل آن بينش صحيح نداشتند، يعنى با كمك معارف جانپرور الهيه به جهان و حيات چند روزه آن نظر نكردند، جدا از زندگى
[١] -خذلان: مدد نكردن.
[٢] -آداب المريد: ٩٨.