عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٠٠ - مقاومت ابن سكيت در برابر باطل
شديدا عشق مىورزيد و از خواص اصحاب حضرت جواد و هادى ٨ بود.
يك روز متوكل از او پرسيد: دو فرزند مرا بيشتر مىپسندى يا حسن و حسين و فاطمه را؟!
ابن سكيت در برابر اين موجود باطل و باطل گوييش با كمال شجاعت و به خاطر حفظ دينش فرياد زد: قنبر، غلام على نزد من از تو و پسرانت افضل است، متوكل دستور داد زبان از پس حلقش بيرون كشند و غلامان وى را زير پاى خود لگدمال نمايند.
او پس از تحمل اين مصيبت به رضوان الهى واصل شد و درس حفظ دين را گرچه به قيمت از دست رفتن دنيا تمام شود براى روزگار به يادگار گذاشت[١].
فيضى شاعر و مفسر بزرگ اسلامى سرزمين هند مىگويد:
|
حريف باده كجا عاشق خراب كجا |
جنون عشق كجا نشئه شراب كجا |
|
|
رسيد يار و من افتاده ناتوان اى دل |
طپيدن تو كجا رفت و اضطراب كجا |
|
|
شب از فراق تو خوابم برد خيال است اين |
شب فراق كجا و خيال خواب كجا |
|
|
به دور عشق تو اى دلربا نمىدانم |
كه دل كجا شد و طاقت كجا و تاب كجا |
|
|
خوش است غمكدهام درگرفته زآتش آه |
فروغ شمع كجا خانه خراب كجا |
|
[١] -ريحانة الادب: ٥/ ٣٧٣.