عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٩٢ - سلطه شيطان
داخل شده در گوشهاى مىنشيند و شروع به امر و نهى مىكند، بلكه همان طور كه اميرالمؤمنين ٧ مىفرمايد:
اين موجود پليد كه نمود فيزيكى ندارد، همه سطوح روانى را اشغال نموده خيالات و توهمات و وسوسهها و شك و ترديدها را در آن سطوح توليد مىكند و مالك مطلق آن سطوح مىگردد.
كلمه درج اشاره لطيفى به اين حقيقت دارد كه اين تسلط به تدريج انجام مىگيرد و چنان نيست كه وجدان و عقل و فطرت پاك آدمى ناگهان از درون وى محو شوند و شيطان فورا جاى آنها را بگيرد.
|
اندك اندك راه زد سيم و زرش |
مرگ و جسك نوفتاد اندر سرش |
|
|
عشق گردانيد با او پوستين |
مىگريزد خواجه از شور و شرش |
|
|
اندك اندك روى سرخش زرد شد |
اندك اندك خشك شد چشم ترش |
|
|
وسوسه و انديشه بروى درگشاد |
راند عشق لا ابالى از درش |
|
|
اندك اندك شاخ و برگش خشك گشت |
چون بريده شد رگ بيخ آورش |
|
|
اندك اندك ديو شد لا حول گو |
سست شد در عاشقى بال و پرش |
|
|
عشق داد و دل بر اين عالم نهاد |
در برش زين پس نيايد دلبرش[١] |
|
پيروى از شيطان به تدريج، خود انسان را تبديل به يك شيطان عليه ساير انسانها مىكند چنانچه مىفرمايند:
ديروز انسانهايى بودند كه مختصات انسانيت در وجود آنان فعاليت مىكرد، راه مىرفتند و دست ديگران را هم براى سلوك در مسير كمال مىگرفتند، تدريجا آن مختصات را از دست دادند، امروز به قهقرا مىروند و سد راه رهگذران كمال
[١] -مولوى.