عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٨ - غرور در قرآن
[ينادونهم أ لم نكن معكم قالوا بلى و لكنكم فتنتم أنفسكم و تربصتم و ارتبتم و غرتكم الأماني حتى جاء أمر الله و غركم بالله الغرور][١].
مؤمنان را ندا مىدهند: آيا ما [در دنيا] با شما نبوديم؟ مىگويند: چرا، ولى شما خود را [به سبب نفاق و دشمنى با خدا و رسول] در بلا و هلاكت افكنديد و به انتظار [خاموش شدن چراغ اسلام و نابودى پيامبر] نشستيد و [نسبت به حقايق] در ترديد بوديد و آرزوها [ى دور و دراز و بى پايه،] شما را فريفت، تا فرمان خدا [به نابودى شما] در رسيد و [شيطان] فريبنده، شما را فريب داد.
بدبختى را ببينيد براى چند روز بسيار محدود و براى وقتى بسيار كم، بعضى از فرزندان آدم دچار چه وساوس و شيطنتها و غرورها مىشوند و چگونه در چاه مظاهر مادى سرنگون شده به بخت خود و ديگران پشت پا مىزنند!
سيه روزى را ببينيد كه بشر از اين همه نعمتهاى مادى و معنوى حق، سوء استفاده كرده، آنها را در راه مطامع شيطانى و هواهاى نفسانى مصرف كرده و مىخواهد از اين راه جلوى پيشرفت حقايق و واقعيتهاى مسلم الهى را بگيرد!
چه سيه دل و تاريك روحند، اين مزدوران هواى نفس و عملههاى شيطان كه مىخواهند با فوت دهان نور خورشيد جهان افروز را خاموش كنند!
خوشا به حال آن انسانهايى كه عقل را به كار گرفته و از طريق آن به دريافت حقايق و واقعيتها نايل شدند و قلب را به كار گرفته و از طريق آن به كسب معرفت و نور دست يافتند و اعضا و جوارح را با كمك علم و معرفت به استخدام عبادت و بندگى كشيده و از ظرف وجود خود منبعى از بركت و كرامت و درستى و فضيلت
[١] -حديد( ٥٧): ١٤.