عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٩٩ - استقامت بر عبادت
[فقد فاز فوزا عظيما][١].
بىترديد رستگارى بزرگى يافته است.
نوعا اشخاصى كه از دست رقيب زبردست خود جان سالم به در نمىبرند، در مراقبه اول هستند، علتش اين است كه در پى مشتهيات نفس بوده و هر چه مىخواهند براى خود مىخواهند و خود را منظور دارند، چون از خودپرستى خلاص نشده و خواسته آنها نفسانى است رقيب بر آنها غالب مىگردد، آنهايى كه از مراقبه اول خارج شده در مراقبه دوم واقعند از آن جهت كه از آنها سلب اراده شد و نظر خود را كنار گذاردهاند رقيب نمىتواند بر آنها غلبه كند، چه اينها جزء احزاب الهى هستند و حزب الهى در همه جا غالب است.
احزاب الهى دوستان خدا هستند، كسانى هستند كه عشق و محبت حق ساحت دل آنها را فرا گرفته است، دل آنها در تصرف حق است، دلى كه در تصرف حق باشد رقيب نمىتواند در دل آنها راه يابد.
|
عاشقان در كمين معشوقند |
ساكنان زمين معشوقند |
|
|
عاشقان را ز دوست نگريزد |
بلبل اندر هواى گل ميرد |
|
|
اندرين ره اگر مقامى هست |
هست ماواى عاشقان الست |
|
|
چون كه حسن آمد از عدم به وجود |
عشق در نور او ملازم بود |
|
|
جان چو مأمور شد به امر احد |
منتظر يافت عشق بر سر حد |
|
|
گر تو از عشق فارغى بارى |
من ندارم به غير از اين كارى |
|
|
هست جانم چنان به عشق غريق |
كه ندارد گذر به هيچ طريق[٢] |
|
اهل محبت و عشق كسانى هستند كه در بحر غرق مىشوند، اما تر نمىشوند، با همه نوع افراد در تماس هستند، اما از كسى رنگ نمىگيرند، با همه روبرو مىشوند اما تحت تأثير هواى كسى قرار نمىگيرند، در دل نورى دارند با آن نور كه به ميدان مىروند فاتح و غالب برمىگردند.
|
گر نور عشق به دل و جانت اوفتد |
بالله كز آفتاب فلك خوبتر شوى |
|
|
يك دم غريق بحر خدا شو گمان مبر |
كز آب هفت بحر به يك موى تر شوى[٣] |
|
خطرى كه از رقيب مخالف ممكن است متوجه سالك گردد اولا: در مرحله اول از مراقبه است، در ثانى در وقتى است كه هنوز دل به تصرف حق بيرون نيامده و به نيروى عشق مجهز نيست، دزد به جايى مىرود كه در آنجا متاعى باشد و سالك عاشق چه متاعى دارد كه دزد بتواند بدان دستبرد زند[٤]؟
استقامت بر عبادت
اعتدال لازمه سلوك است، اگر سالك در راه حق از اعتدال خارج گردد، خروج او از اعتدال سبب انحراف و دو رويى او از حق است، آن سالكى كه در امور خود رعايت اعتدال را مىنمايد او در طريق حق استقامت مىورزد و مصداق آيه شريفه [فاستقيموا إليه][٥] قرار مىگيرد.
چنانچه ما بخواهيم پايه و ستونى را در جايى نصب كنيم كه استقامت آن زياد باشد، آن را بايد به طور مستقيم نصب نماييم. در حال استقامت و اعتدال، مقاومت پايه زياد است، هر فشارى را كه بر آن وارد گردد تحمل مىكند.
[١] -حافظ شيرازى.
[٢] -مقامات معنوى: ١/ ١٤٩.
[٣] -حافظ شيرازى.
[٤] -مقامات معنوى: ١/ ١٤٩.
[٥] -فصلت( ٤١): ٦.