عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٢٣ - برهان الحق آقاى شيخ مرتضى طالقانى
و فلاسفه الهى بوده و هر كدام منشأ آثار و بركات عظيمى در پيشبرد فرهنگ الهى و نبوت انبيا و امامت امامان : بودند.
آرى، مبازره با نفس از وجود آدمى چهرهاى پاك و موجودى نورانى و الهى مىسازد، تا جايى كه انسان جز خدا نبيند و جز سخن خدا نشنود و جز سخن خدا نگويد:
|
زنده گشتم كه مرا نفس ستمكار بمرد |
تا فلك شعله زدم كاين شرر خام فسرد |
|
|
خط بيزارى دنيا نه چنان بنوشتم |
كه به صد تيغ توان نقطهاى از وى بسترد |
|
|
نتوان گشت چو من زنده دلى را زخمار |
صاف گر مى نبود باد سلامت سر درد |
|
|
اى كه باليد تو را روح زكاهيدن جسم |
باد ارزانيت اين جان كلان و تن خرد |
|
|
چون به مژگان نتنم رشته خونين كه فراق |
بر حرير جگرم سوزن الماس فشرد |
|
|
زدهام غوطه به صد رنگ جراحت چكنم |
هر سر موى مرا عشق به نيشى آزرد |
|
|
حسرت تيغ توام كشت به خاكم بنويس |
كه فلان تشنه جگر مرد و دمى آب نخورد |
|
برهان الحق آقاى شيخ مرتضى طالقانى
اين مرد بزرگ از حكما و اولياى الهى بود، سالها در نجف اشرف مدرسه آقا