عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٥٢ - ١ - خداوند متعال
وادارش مىسازد و آن جسم تا آنجا كه مجبور است بر خلاف طبع خود بالا مىرود، وقتى آن فشار تمام شد دوباره به سوى زمين باز مىگردد و اين بازگشتن هم اگر فشار ديگرى نباشد به طور طبيعى يعنى به خط مستقيم انجام مىگيرد، مگر اين كه در بازگشتن هم محكوم به يك نيروى مخالفى باشد كه در آن صورت به طور مخفى صورت مىگيرد.
اين معنا همان معنايى است كه در قرآن كريم روى آن پافشارى نموده و مىفرمايد:
راه سعادت و علم و عملى كه منتهى به آن مىشود بر هيچ انسانى پوشيده و مخفى نيست. هر انسانى به فطرت خود مىفهمد كه چه معارفى را بايد معتقد باشد و چه كارهايى را بايد انجام دهد.
آرى، گاه مىشود كه انسانى در اعتقاد و يا عملش از طريق حق منحرف شده و دچار اشتباه گردد، لكن اين خطا و اشتباه مستند به فطرت انسانيه او و هدايت الهيه نيست، بلكه به خاطر اين است كه او خودش عقل خود را ديده و در اثر پيروى هواى نفس و تسويلات جنود شيطان، راه رشد خود را گم كرده است.
پس اين امور و علم و عملى كه فطرت انسانى، انسان را به سوى آن دعوت مىكند لوازم زندگى سعيد انسانى و آن زندگى است كه جا دارد نامش را زندگى گذاشت و چنين زندگى به چنين علم و عملى نيازمند است، هم چنان كه چنين علم و عمل مستلزم چنان زندگى است و زندگى را از اين كه دچار منافيات شده و در نتيجه اثرش خنثى گردد حفظ نموده و دوباره به مسير اولش باز مىگرداند.
از اينجا نتيجه مىگيريم كه اگر انسان از راه راستى كه فطرتش او را بدان دعوت نموده و هدايت الهيه به سوى آتش سوق مىدهد منحرف شود، قطعا لوازم سعادت زندگى را از دست داده است، يعنى در علم نافع و عمل صالح كوتاهى